ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١١٧ - فصل - ٣٢ فتح مكه
پس از اين بايد بفتح مكه توجه داشت زيرا فتح مكه غزوهايست كه امر اسلام را محكم و منتهائى كه خداى متعال برسول گرامى خود نموده و دين حقيقى را بيارى او پايدار ساخته مجسم مىنمايد.
پيش از حادثه فتح مكه خداى متعال در سوره نصر چنين ميفرمايد «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً» چون يارى خدا دررسيد و فتح و پيروزى نصيب شما شد و ديدى كه مردم دسته دسته وارد دين اسلام ميشوند به ستايش پروردگارت مشغول شو و از او مغفرت بخواه كه او همواره توبه مردم را مىپذيرد.
و نيز پيش از اين سوره در مدتها قبل خدا وعده داده: لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ لا تَخافُونَ[١]: بزودى وارد مسجد الحرام ميشويد و اگر خدا بخواهد با كمال راحتى سر ميتراشيد و ناخن كوتاه ميكنيد و خوفى و ترسى در خود راه نميدهيد.
مجملا پس از شنيدن اين وعده مدتها مردم چشم براه و گردن كشيده و در انديشه فرارسيدن فتح مكه بودند.
رسول خدا ص ورود بمكه و فتح آن را از اصحاب خود ميپوشيد و عزيمت بدان را مخفى ميداشت و از خدا هم ميخواست امر او همچنان مخفى بماند تا ناگهان بمكه وارد شود و تنها كسى كه از اين موضوع باخبر و از ميان همه مسلمانان صاحب اين سر گرديده على ع بود كه در اين باره با رسول خدا ص همفكرى ميكرد.
پس از او بجهاتى رسول خدا ص امر نهانى خود را بديگران ابراز داشت و بالاخره پيشآمدهائى شد كه على ع در تمام آنها متفرد بوده و شريكى نداشت.
از آن جمله هنگامى كه حاطب بن ابى بلتعه كه از مردم مكه بود و در كارزار بدر حضور پيغمبر ص بوده نامه بمردم مكه نوشته و آنان را از امر نهائى پيغمبر ص اطلاع داده و وحى آمده و پيغمبر را از عمل حاطب باخبر ساخته رسول خدا عمل نامناسب ويرا بكمك على ع تلافى كرد كه اگر از رنج على ع استفاده
[١] آيه ٢٨ سوره فتح