ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٩٣ - فصل ٢٥ جنگ احزاب
روپوش آن را دريده و كار وى را ساخته.
عكرمه و ضرار هم فرار كردند.
جابر گويد در وقتى كه عمرو بدست على ع كشته شد من پيشآمد او را تشبيه كردم بقصه داود و جالوت كه خدا در قرآن خبر ميدهد فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ[١] آنها را بفرمان خدا شكست دادند و داود جالوت را كشت.
٢- ربيعه سعدى گفت بملاقات حذيفه يمان رفتم گفتم اى بنده خدا ما همواره اوقات از على و مناقب او در محافل و مجالس ياد ميكنيم مردم بصره ميگويند شما در باره او افراط ميكنيد و تجاوز مىنمائيد آيا شما حديثى در حق او بخاطر داريد گفت اى ربيعه چه پرسشى در باره على ع از من مىنمائى سوگند بخدائى كه جان من در دست اوست هر گاه همه اعمال ياران محمد را از روزى كه مبعوث به نبوت شده تا بامروز در كفه ترازوئى بگذارند و كار على ع را در كفه ديگر آن، عمل آن جناب بر تمام اعمال آنان برترى پيدا ميكند ربيعه كه اين منقبت امام را از على ع شنيده گفت اين منقبت قابل قبول نيست و دليلى بر صحت آن نميباشد.
حذيفه گفت اى پستفطرت چگونه اين منقبت شايان تحمل نميباشد كجا بودند عمر و ابو بكر و ما بقى اصحاب محمد در روز احد كه عمرو بن عبد ودّ مبارز ميطلبيد و همه بجز از على ع چون مرده بيجانى روح از كالبدشان خارج شده بود او يكتنه بمبارزه وى رفت و بيارى خدا او را كشت.
بحق خدا كه جان حذيفه در دست اوست كارى كه آن روز على نمود تا فرداى قيامت پاداش او از عمل همه ياران محمد بالاتر است.
[١] آيه ٢٥١ سوره بقره.