ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١٩٨ - فصل - ٦٠ نامه ايرانيان عليه عمر
پارسيان هر گاه ترا بهبينند ميگويند اين مرد پاى عرب است اگر او را از پاى درآورديد عرب را شكست داده و حضور تو در جنگ حرص آنها را زياد ميكند و آنها را بر تو چيره مىسازد و امداد ميكند ايشان را كسى كه مددكار ايشان نبوده.
در عين حال عقيده من آنست كه مردم شام و يمن و كوفه و مكه و مدينه را بحال خود گذارده و به بصريها امر كنى به سه دسته شوند دسته حافظ زن و بچه خود بوده و عده متوجه معاهدان بوده تا از پيمان خود سرپيچى ننمايند و دسته سوم هم براى كمك به افراد مسلمانان قيام نمايند. عمر، راى على ع را پسنديد و گفت ميخواهم مطابق با همين عقيده رفتار كنم و پيوسته گفته على ع را تكرار ميكرد و از فكر آن جناب و عقيده آن حضرت بشگفت آمده بود.
شيخ مفيد بمطالعين كتاب خود خطاب كرده ميگويد بهبينيد چگونه در چنين محلى كه عقلاء قوم و دانايان گرد آمده بودند فكر على ع مورد قبول واقع شد و توفيق الهى همه جا شامل حال او بود، و در تمام مشكلات مردم بدو توجه داشته و انديشه فعلى او بساير داوريهاى او كه سران جمعيت را درمانده و همه را بدو نيازمند ساخته اضافه مىشود در حقيقت اين فكر عالى نمونه از معجزات حضرت اوست كه پيش از اين بدان اشاره كرده و خدا ولى توفيق است.
تا بدينجا بخشى از اخبار مختصرى آورده شده كه حاكى از داوريهاى على ع در عصر امارت عمر خطاب است و نظير همين داوريها در عهد عثمان اتفاق افتاده كه ذيلا اشاره مىشود.