ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٨١ - باب هجدهم سبب رحلت حضرت ابو الحسن ع و بخشى از اخبار مربوط به آن و علت دستگيرى آن حضرت و محبوس كردن و كشتن هرون آن حضرت ع را
حضرت فرمود اى برادر زاده بيا فكرى كن و از اين سفر منصرف شو و فرزندان مرا يتيم مكن آنگاه حضرت سيصد دينار زر و چهار هزار درهم سيم باو عنايت فرمود چون مرخص شد حضرت بحاضران فرمود سوگند بخدا اين آشناى بيگانه صفت در حق من سعايت خواهد كرد و فرزندان مرا يتيم مىنمايد آنها گفتند فداى شما با آنكه از هدف او باخبريد باز هم باو احسان مىكنيد و مساعدت مىنمائيد؟! فرمود آرى پدرم از پدرانش از رسول خدا ص روايت كرده رحم هر گاه قطع شود و دوباره وصل گردد و بار ديگر قطع گردد خدا هم آن را قطع خواهد كرد و من ميخواهم پس از آنكه بسعايت نامبرده قطع شد وصل نمايم زيرا اگر من هم قطع رحم نمايد خدا هم قطع خواهد فرمود.
بارى على بن اسماعيل وارد بغداد شد و بمحضر يحيى حضور يافت نامبرده چگونگى احوال موسى بن جعفر ع را از وى بازجوئى كرد و خود او با اضافاتى كه در نظر داشت آنچه كه شنيده بود به هرون اطلاع داد پس از اين ويرا پيش هرون برد هرون پرسشهائى راجع بحضرت موسى بن جعفر از وى نمود او تا توانست سعايت كرد و افزود كه پولها از مشرق و مغرب عالم براى او آورده مىشود و او بوستانى بنام (يسير) به سى هزار دينار خريده و هنگامى كه وجه را حاضر كرد تا به صاحب اوليش بپردازد اظهار داشت اين پولها را كه داراى چنين نشانهاند نميخواهم بلكه بايد نقدينه ديگرى باشد ابو الحسن دستور داد آن نقدينه را برگردانيده و وجه باغ را از همان پولى كه مورد توجه نامبرده بود پرداخت (اين معنى حاكى از ثروت اوست).
رشيد بسخنان اين ساعى بيچاره كاملا توجه كرد آنگاه مبلغ دويست هزار درهم از عوائد فلان نواحى بوى حواله كرد على بن اسماعيل به يكى از قراى مشرق رفت و رسولان خليفه براى اخذ وجه