ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٢٣٢ - فصل - ١٤ پس از بيعت مردم با عثمان
بنا بر اين اگر بتو نزديك گرديدند بمقصود رسيده و اگر خوددارى نمودند با آنان پيكار ميكنى اگر پيروز شدى خدا ترا مانند پيمبرش بر مخالفان چيره ساخته و شايستگى تو بظهور رسيده و اگر در راه حق كشته شدى شهيد از دنيا رفتهاى و پوزش تو نزد خدا پذيرفته است تو بميراث رسول او سزاوارترى.
على ع در پايان سخنان وى با كمال تعجب فرمود اى جندب عقيده تو آنست كه ده نفر از صد نفر با من بيعت مىنمايند.
جندب گفت آرزومندم چنان باشد.
على ع فرمود من چنين گمانى ندارم بلكه ميگويم دو نفر از صد نفر هم با من بيعت نخواهند كرد و اينك دليل اين معنى را براى تو بيان ميكنم.
توجه مردم از نخست بقريش بود و قريش ميگفتند آل محمد خود را برترين افراد مردم ميدانند و آنان خود را اولياء امور خيال ميكنند و اگر اتفاقا امر خلافت بدست آنها بيفتد ديگر كسى نميتواند با هيچ نيروئى آن را از چنگال ايشان بدرآورد و اگر ديگران مصدر كار شوند ممكن است دست بدست دور زند و در ميان شما باشد بنا بر اين بخدا قسم چنان نيست كه گمان كرده كه قريش امر خلافت را به آسانى از دست بدهند و در اختيار ما بگذارند.
جندب پس از استماع اين بيان عرضه داشت اجازه ميدهى همين سخن را باطلاع مردم برسانم و آنان را به يارى شما بخوانم.
على ع فرمود (اين زمان بگذار تا وقت ديگر) جندب از اين پس بعراق مراجعت كرد ميگويد هر گاه يكى از فضائل و مناقب على ع را براى مردم نقل ميكردم مرا آزار ميرسانيدند و از پيش خود ميراندند تا بالاخره قضيه مرا به وليد بن عقبه خبر دادند او شبى مرا خواسته و محبوس داشت و سرانجام سخنانى در خلوت با من گفت و مرا از زندان نجات داد.