ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٢٣٤ - فصل - ١٦ مخالفت طلحه و زبير
عايشه عليه او قيام نمايند.
على ع پس از حمد و ثناى الهى فرمود خداى متعال محمد را براى هدايت همه مردم مبعوث فرمود و او را مايه رحمت مردم عالم قرار داد او هم مأموريت خويش را به بهترين طرزى انجام داد و رسالات او را تبليغ نمود و خدا هم ببركت وجود اقدس او تمام كارها را منظم ساخت و شكافها را ترميم كرد و راهها را امن ساخت و خونهاى مردم را حفظ نمود و ميان دشمنان و حسودان الفت برقرار كرد و كينه و حسادت و دشمنى را از دلها كه ساليان درازى پابرجا بودند بيرون نمود آنگاه او را بسوى خويش دعوت كرد و از او كمال رضايت را داشت زيرا در هيچ امرى از امور رسالتش فروگذارى ننمود و آهنگ تقصير در تبليغ رسالت نداشت و پس از او پيشآمدهاى گوناگون واقع شد چنانچه ابو بكر متولى امور خلافت گرديد و پس از او عمر و بعد از او عثمان.
و از آنجا كه خود بكارهاى ناشايسته عثمان پى برده بوديد پيش من آمديد و پيشنهاد بيعت با من نموديد من نخست براى اين كار حاضر نشدم شما نپذيرفتيد دستهاى خود را پس كشيدم و بستم شما آنها را بزور باز نموديد و با من براى بيعت نزاع كرديد و مانند شتران تشنه كه اطراف حوضهاى آب گرد مى- آيند اطراف من اجتماع نموديد بطورى كه پنداشتم هر گاه غرض شما را اعمال نكنم مرا خواهيد كشت و يا برخى از شما بجهت اين معنى در حضور من كشته شويد بهمين مناسبت دست گشودم و شما با كمال اختيار با من بيعت نموديد.
نخستين افرادى كه با من بيعت نمودند و اظهار اطاعت كردند طلحه و زبير بودند و اندكى از بيعتشان نگذشت از من اذن عمره حج گرفتند و سوگند بخدا آنان آهنگ مكر و خدعه داشتند باز من براى اتمام حجت، با آنها عهد تازه بميان آوردم تا امت را بهلاكت نيندازند آنها نيز بهمين ترتيب با