ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٢١٨ - فصل - ٢ توصيف دانشمندان
هنگامى كه كار بدينجا رسيد و حاملى براى علم نبود عالم كه مرد علم هم ميميرد آرى در عين حال زمين خالى از حجت نميباشد يا حجت ظاهرى است كه همه او را مىبينند و يا بيمناك و مخفى از مردمانست تا ادله محكم الهى و بينات او از بين نرود.
ليكن كجايند اين عده كه فخر عالمند ايشان معدودند و عظيم القدر و خداى متعال ببركت ايشان حجتهاى خود را حفظ ميكند تا امثال ايشان بوجود آيند و اصول حقايق و معارف الهى را در سرزمين دلهاى مانند خودشان بوديعه گذارند.
اينان علاوه بر آنكه حقايق ايمان سراپاى وجودشان را فراگرفته علم و دانش هم از همه طرف بآنها روى آورده و يقين واقعى پيدا كرده و در برابر سختىها كه ديگران زير بار نميروند آنان با آغوش باز استقبال نموده و از آنچه مردم جاهل ميهراسند آنان بدو الفت گرفته با كالبدهاى خود با دنيا مصاحبت ميكنند و ارواحشان بعالم بالا آويخته است اينان خليفههاى خدا در زمينند كه مردم را بدين او دعوت ميكنند و حجتهاى خدا بر بندگان او هستند.
اين بار نيز آه سردى كشيد و اظهار داشت چقدر مايلم آنان را بهبينم و شوق ديدارشان را دارم. آنگاه دست از دست من برداشت و فرمود هر كجا ميخواهى برو.
فصل- ٢ توصيف دانشمندان
از سخنان آن حضرت كه مردم را بمعرفت خود ميخواند و فضل خويش را ابراز ميكرد و ضمنا به صفت دانشمندان و طرزى كه بايد متعلم بدان رفتار كند اشاره مىنمايد اين موضوعات را علماء اخبار در