ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٣٣ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
خود خريدارى كردى و بد امامى براى خود برگزيدى خدا مىفرمايد وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ ما آنها را پيشوايانى قرار داديم كه مردم را بسوى آتش مىخوانند و فرداى قيامت كسى از آنها يارى نمىكند و مسلما پيشواى تو از همان عدهايست كه آيه شريفه حاكى از احوال آنهاست.
حر بن يزيد پس از ملاحظه نامه، براى آنكه مأموريتش را بىكم و كاست انجام داده باشد حسين ٧ را در بيابانى خالى از آب و گياه و دور از آبادى فرود آورد، حسين ع فرمود واى بر تو بگذار تا در اين قريهاى كه نزديك باين محل است يا در نينوا و يا در غاضريه و يا در شفيه نزول نمائيم. پاسخ داد بخدا قسم نميتوانم چنين اجازه بشما بدهم زيرا چنانچه مىبينيد اين مرد را پسر زياد، جاسوس براى كارهاى من قرار داده و نمىتوانم دست از پا خطا كنم.
زهير بن قين معروض داشت پس از اين، كار ما دشوارتر خواهد شد و هم اكنون كه دشمنان ما اندكاند مىتوانيم با آنان نبرد كنيم زيرا بطورى كه مسلم است پس از اين عده لشكريان باندازه خواهند بود كه ما نمىتوانيم متعهد كارزار آنان بشويم.
حسين ع در پاسخ نامبرده فرمود من نمىخواهم نخست به نبرد با آنان بپردازم و مايل نيستم آغاز اين كار از ناحيه من باشد آنگاه از مركب فرود آمده نزول اجلال فرمود.
مجملا اين پيشآمد در روز پنجشنبه دوم محرم سال شصت و يكم هجرت اتفاق افتاده[١]
[١]\sُ نواى وصل چون بشنيد ناگاه\z بدشت كربلا افراشت خرگاه\z ز اسب آمد فرود آن سرور دين\z بياران گفت آخر منزل است اين\z مر اين وادى شما را سد عشق است\z نه سد عشق خود سرحد عشق است\z فزون باشد مقام قرب داور\z مقامى نيست از اينجا فزونتر\z ببارانداز عشق آن پاكبازان\z بيفكندند بار عشق آسان\z\E