ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٣٢ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
سر راه بر آن حضرت گرفت و شديدا ممانعت كرد و آن جناب را بطرف كوفه هدايت مىنمود حضرت هم جدا امتناع مىفرمود و همچنان بطرف يسار راه حركت مىكرد تا به نينوا رسيده نزول اجلال كرد.
در اين هنگام سوارى كه سلاح جنگى پوشيده و كمانى به پشت انداخته بود از جانب كوفه روان بود همگى متوقف شده و منتظر رسيدن او بودند چون نزديك آمد بحر و ياران او سلام كرده و به حسين و اصحاب او اعتنائى ننمود و نامه از پسر زياد به حر بن يزيد تسليم كرد، در آن نگاشته بود.
بمجردى كه رسول من بر تو وارد شد و نامه مرا تسليم كرد كار را بر حسين ع دشوار ساز و او را در سرزمينى فرودآور كه آب و گياهى در آن نباشد و متوجه باش بفرستاده خود دستور داده همواره با تو باشد و از تو دور نشود تا از نزديك شاهد اعمال تو بوده و نحوه رفتار تو را در بازگشت بمن اطلاع دهد.
هنگامى كه حر، نامه پسر زياد را ملاحظه كرد به حسين ع و ياران او خطاب كرده گفت اين نامهايست كه پسر زياد بمن نگاشته و دستور ميدهد هر كجا نامه او بمن رسيد كار را بر شما دشوار بسازم و باين شخص كه فرستاده اوست دستور داده از من جدا نشود تا امر او را، چنانچه دستور دادم اجرا نمايم.
يزيد بن مهاجر كندى كه از ملتزمين ركاب امام حسين ع بود رسول پسر زياد را شناخت باو گفت مادرت بعزايت بنشيند براى چه امرى آمدى و چرا بچنين كارى اقدام نمودى پاسخ داد از پيشواى خود پيروى كرده و به بيعت خود وفا نمودم. پسر مهاجر گفت اشتباه كردى بلكه با اين عملت معصيت خدا نمودى و چون خواسته پيشواى خود را انجام دادى بهلاكت افتادى و ننگ دنيوى و عذاب اخروى را براى