ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦١٦ - باب بيست و چهارم بخشى از اخبارى كه دليل بر امامت اوست مخصوصا آنها كه مشتمل بر تصريح و اشاره پدر بزرگوارش بوده
كرد و بالاخره سخنان بسيارى گفت تا گفتارش بدينجا منتهى شد كه من از جا برخاستم و دست حضرت ابو جعفر محمد بن على ع را گرفته و گفتم شهادت ميدهم كه تو پيشواى منى سپس حضرت رضا ع گريست و فرمود اى عمو مگر از پدرم نشنيدى كه ميفرمود رسول خدا ص فرموده پدرم فداى بهترين و پاكيزهترين كنيزان نوبيه باد كه از پشت او فرزندى بوجود مىآيد كه از ستم مردم زمان رانده شده و از منزل و مأواى خود دور مانده و در پشت پرده غيبت بسر برده و آنقدر بدين حال باشد تا مردم بگويند او مرده يا هلاك شده يا در كدام بيابان بسر ميبرد عرضكردم آرى فداى شما
(اللهم ارنى الطلعة الرشيده و الغرة الحميد و اجعلنا من انصاره و اعوانه)
. صفوان بن يحيى گفت بحضرت رضا ع عرضكردم پيش از آنكه خداى متعال نعمت وجود حضرت ابو جعفر را بشما ارزانى فرمايد ما در خصوص فرزند با شما سخن مىگفتيم و شما ميفرموديد خداى منان به همين زودى پسرى بمن عطا خواهد فرمود تا اكنون كه خدا اين وجود مبارك را بشما عنايت فرمود و ديدگان ما را بنور جمالش منور فرمود اينك كه اميدواريم آن روز را نبينيم هر گاه پيشآمدى براى شما رخ داد و دل ما را داغدار نمود پيشواى پس از شما كيست و بچه كسى ما بايد توجه كنيم؟ حضرت ابو الحسن بفرزند ارجمندش ابو جعفر كه در برابر ذات همايون او ايستاده بود اشاره كرد عرضكردم فداى شما اين بزرگوار كه فرزندى سه ساله بيش نيست فرمود خورد سالى زيان بامامت او ندارد زيرا عيسى هنگامى كه بر مسند پيشوائى نامزد شد كمتر از سه سال داشت.
معمر بن خلاد گفت از حضرت رضا ع مطالبى شنيدم و فرمود چه احتياجى بآنچه گفتم داريد اينك فرزندم ابو جعفر را بجانشينى خود برقرار ساختم و ما خانواده هستيم كه كوچكانمان از بزرگانمان ارث