ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٨١ - فصل - ٢ پس از رحلت امام حسن
و در آخر نامه مردم را با اين جمله توجه داد بجان خودم سوگند پيشوا كسى است كه مطابق با دستور كتاب خدا رفتار كند و بر مردم حكومت نمايد و عدل و داد را در ميان افراد رواج دهد و خود هم بدين حق، متدين و پابند باشد و خود را مطيع و فرمانبردار خدا بداند و السلام.
پس از اين، مسلم بن عقيل را احضار كرده ويرا با قيس بن مسهر صيداوى و عمارة بن عبد اللَّه سلولى و عبد اللَّه و عبد الرحمن فرزندان شداد ارحبى همراه كرده و باو فرمان داد در همه كار از خدا فراموش مكن و تقوى پيشه ساز و كار خودت را پوشيده بدار و لطف و مهربانى را از دست مده و در نتيجه اگر ديدى مردم براستى بر سر گفتار خود هستند و اطمينان كاملى بآنها هست بلافاصله نامه نوشته و مرا از اقبال و توجه آنان باخبر گردان.
مسلم، حسب الامر از مكه حركت كرد بمدينه وارد شد در مسجد رسول خدا ص نماز گزارده و با آنها كه لازم بود توديع نمود و با دو نفر دليلى كه از مردم قيس براى راهنمائى خود گرفته بود از بيراهه بجانب مقصود خود حركت كرد نامبردگان راه را گم كرده و تشنگى بىاندازه بآنها روى آورد بطورى كه از راه رفتن باز ماندند و چون آثار بيچارگى را در خود احساس كردند او را راهنمائى كرده و گفتند از چه راهى بمقصد حركت كند، مسلم جاده مقصود را بطورى كه آنان اشاره كرده بودند پيمود ليكن آنها از شدت عطش از پاى درآمدند.
مسلم از آنجا حركت كرده بمحلى موسوم به (مضيق) رسيد و اين پيشآمد را در ضمن نامه به اين مضمون بعرض مبارك رسانيده و به قيس بن مسهر داده تا حضور حضرت تقديم بدارد.