ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٧١ - باب شانزدهم معجزات و خوارق عادات
داد (مهر از سر آن سفط گرفتند) درب صندوقچه باز شد هرون جامه زربفت را كه به بوى خوش آلوده و كاملا نگهدارى شده ديد آتش خشمش خاموش شد و به على بن يقطين گفت هم اكنون صندوقچه را بمحل اوليش برگردان و بزودى بحضور بيا كه من پس از اين، سخن ساعيان را در باره تو نمىپذيرم و فرمان داد جايزه گرانبهاترى هم بمشار اليه دادند و گفت غلام ساعى و سخن چنين را هزار تازيانه بزنند و چون پانصد تازيانه بر اندام او وارد آمد درگذشت و پانصد تازيانه باقيمانده موكول به سوط جهنم شد.
محمد بن فضل گفته در خصوص مسح رجلين در هنگام وضو ميان اصحاب ما اختلاف بود كه آيا از سر انگشتان تا كعبين يا از كعبين تا سر انگشتانست.
على بن يقطين نامه حضور حضرت موسى بن جعفر ع تقديم كرده و عرضه داشت در خصوص مسح رجلين، اصحاب ما اختلاف كردهاند هر گاه صلاح باشد دستور العملى براى من مرقوم فرمائيد تا مساوى با آن عمل كنم حضرت نامه بدين مضمون مرقوم فرمود اختلافى را كه نوشته بودى اطلاع يافتم و اكنون دستور العمل تو بدين كيفيت است كه سه مرتبه مضمضه و سه مرتبه استنشاق مىنمائى و سه دفعه صورتت را ميشوئى و آب ميان موى ريش خود ميرسانى و دست را از انگشتان تا مرفقين ميشوئى و همه سرت را مسح ميكنى و ظاهر دو گوش و باطن آنها را نيز دست ميكشى و پاهايت را سه مرتبه تا كعبين ميشوئى و از اين دستور العمل تجاوز نميكنى.
چون اين نامه به على بن يقطين رسيد از آنچه حضرت ابو الحسن كه بر خلاف اجماع مردم شيعه مذهب است مرقوم فرموده بود سخت بشگفت آمد آنگاه با خود گفت آقاى من از آنچه مرقوم فرموده كاملا باخبر است و بر من لازمست از فرمان او سرپيچى ننمايم در نتيجه على بن يقطين مطابق با