ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٤٧ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
مجردى كه آيه شريفه را شنيد گفت بخداى كعبه سوگند ما همان خوبانيم كه از شما امتياز پيدا كردهايم.
برير گفت اى بدكار شگفت است كه مانند تو از جمله خوبان و نمونه آنان باشى، عبد اللَّه پرسيد تو كيستى؟ جواب داد من بريرم آنگاه بيكديگر ناسزا گفتند.
بامداد: حسين ع ياران خود را براى نماز صبح آماده ساخت پس از انجام تكليف الهى به آنها كه سى و دو نفر سواره و چهل نفر پياده بودند دستور صفآرايى داد، زهير را در ميمنه و حبيب را در ميسره قرار داد و پرچم نصرت را بدست برادر بزرگوارش ابو الفضل مرحمت فرمود و چنانچه فرموده بود خيمهها را پشت سر قرار دادند و فرمود هيزمها و نيهائى كه پشت خيمهها بود در خندقى كه اطراف خيمهها احداث شده بود ريخته و آنها را افروختند البته علت اين كار پيش بينى براى جلوگيرى از دشمن بود مبادا هنگام زد و خورد لشكر از پشت خيمهها دستبردى بزند.
و فرداى آن شب كه روز جمعه يا شنبه بود پسر سعد لشكريان خود را مهيا ساخته ميمنه را به عمرو بن حجاج و ميسره را به شمر ذى الجوشن داد و سرپرستى سواره را بعهده عروة بن قيس و پياده را به شبث بن ربعى واگذار نمود و پرچم بيدادگرى را بمولاى خود دريد داد.
حضرت سجاد ع فرمود هنگامى كه لشكر بجانب پدر بزرگوارم عزيمت كردند حضرتش دست نياز بدرگاه چاره ساز برداشته عرضكرد پروردگارا در تمام پيشآمدهاى ناگوار پشتيبان منى و در هر سختى بتو آرزومندم و تو در هر پيشآمدى كه براى من اتفاق مىافتد يار و ياور منى و اطمينان من به