ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٤٥ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
عمهام زينب بمجردى كه مضامين اشعار را استماع فرمود بر اثر رقت قلبى كه ويژه زنانست نتوانست خود- دارى فرمايد دامن كشان و متحير از خيمه خارج شده بجانب آن حضرت روان گرديد اظهار بيخودى كرده معروض داشت اى كاش مرگ گريبان مرا گرفته و بزندگى من پايان ميداد امروز مادرم فاطمه و پدرم على و برادرم حسن وفات يافتند اى يادگار گذشتگان و سرپرست بازماندگان.
حضرت امام حسين ع بخواهر بزرگوارش توجهى كرده با ديده اشكبار فرمود خواهرا كارى كن شيطان بتو دست پيدا نكند و پرده حلمت را پاره نكند و فرمود اگر مرغ قطا را بحال خود مىگذاردند آسوده مىخوابيد.
زينب ع بعرض رسانيد برادرا خود را براى مرگ آماده ساخته اين آمادگى شما قلب مرا مجروح ساخت و طاقتم را طاق نمود و بلا درنگ سيلى بصورت خود زد و گريبان چاك نمود و غشوه بر او عارض شده بزمين افتاد.
حسين ع كنار خواهر آمده آب بصورتش ريخت و او را بحال آورده فرمود خواهرا آرام باش و از خدا بپرهيز و بخواست او خوشنود شو و بدان كه اهل زمين مىميرند و آسمانيها باقى نمىمانند و ما سواى خدا نابود مىشوند و جز او كه موجودات را آفريده و مردم را مبعوث مىسازد و يكتاى بيهمتاست ديگرى برقرار نخواهد ماند. جد و پدر و مادر و برادرم از من بهتر بودند[١] و من و هر مسلمانى بايد قدم
[١]\sُ آه از دمى كه با غم دل شهريار دين\z گفتا بخواهر از ره مهر و وفا چنين\z اى خواهر از برت چو بفردا جدا شوم\z در خون خويش غرقه بدشت بلا شوم\z چون گل مكن ز دورى من چاك پيراهن\z چون از برت روانه چو باد صبا شوم\z مخراش روى خويش و مكن موى خود كه من\z شرمنده پيش بارگه كبريا شوم\z رفتند مادر و پدر و جد من ز پيش\z من هم پى زيارتشان از قفا شوم\z\E