ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٣٧ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
حسين مىبينى اين آب در صفا و گوارائى مانند وسط آسمانست بخدا قسم قطره از آن نخواهى آشاميد تا هنگامى كه از تشنگى جان تسليم كنى.
حسين ع كه از گفته اين نابكار سخت متأثر شده بود نفرين كرده فرمود پروردگارا او را تشنه بقتل بياور و گناهان او را براى هميشه ميامرز.
حميد بن مسلم گويد پس از واقعه كربلا بيمار شده بود بعيادت او رفتم بخدائى كه جز او خداى ديگرى نيست او را در حالى مشاهده كردم كه آنقدر آب مىآشاميد تا سيراب ميشد پس از آن همه آنها را بيرون ميداد و قى مىكرد و پيوسته اظهار تشنگى مىكرد باز كه باو مىآشاماندند مانند دفعه اول همه را بيرون ميداد و از تشنگى و حرارت فرياد ميزد و بالاخره بهمين بلا مبتلا بود تا هلاك شد لعنة اللَّه عليه.
حسين ع هنگامى كه متوجه شد پى در پى كمك براى پسر سعد مىآيد و آماده كارزارند كسى را پيش پسر سعد فرستاد و اظهار داشت مىخواهم با تو ملاقات كنم شب را براى ملاقات مقرر داشتند و بالاخره در ميان دو لشكر مدتى طولانى با يك ديگر مذاكره كردند پس از آن پسر سعد بطرف لشكريان خود رفته و نامه باين مضمون به پسر زياد نوشت.
اما بعد خداى متعال آتش جنگ را خاموش كرد و سخن را يكى كرد و كار امت را بسازش كشانيد اينك حسين ع متعهد مىشود بهمان جايى كه بوده مراجعت نمايد و يا بيكى از سرحدات پناهنده شود و مانند يكى از مسلمانان زيست نمايد و موظف بانجام قوانين معموله باشد و يا پيش يزيد رفته دست در دست او بگذارد تا او خود تصميم بگيرد و من خيال مىكنم تعهد حسين مورد خرسندى تو و بصلاح امت تمام مىشود.