ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٧٤ - فصل - ٢ پس از رحلت امام حسن
آيم بهتر آنست شما همراه من بيائيد چون بر او وارد شوم شما دم در منتظر باشيد هر گاه صداى مرا شنيديد بر او وارد شويد و مرا از چنگال او برهانيد.
حسين ع بخانه وليد رفت چون وارد شد مروان حكم هم حضور داشت وليد، مرگ معويه را بحضور حضرت عرضه داشت امام حسين ع كلمه استرجاع فرمود سپس نامه يزيد را در خصوص اينكه بايد از آن حضرت براى يزيد بيعت بگيرد بعرض امام ع رسانيد.
امام حسين ع فرمود خيال نمىكنم به بيعت نهانى من براى يزيد قناعت كنى بلكه من بايد علنا با او بيعت كنم تا همه مردم از بيعت من باخبر شوند وليد گفت آرى چنانست كه مىفرمائيد.
امام حسين فرمود بنا بر اين موضوع بيعت را تا فردا صبح بتأخير بينداز و فردا در اين باره انديشه كن و تصميم بگير.
وليد گفت اينك بنام خدا بخانه خود برو تا فردا با جماعتى حضور پيدا كرده و با زاده معويه يزيد پليد بيعت نمائى.
مروان از دستور وليد ناراحت شده گفت سوگند بخدا اگر حسين ع هم اكنون از اين خانه بيرون رود و با تو بيعت نكند هيچ گاه بچنين فرصتى دست پيدا نخواهى كرد كه از وى بيعت بگيرى مگر آنكه عده از طرفين كشته شوند بنا بر اين بهتر آنست كه مشار اليه را اجازه خروج ندهى مگر آنكه بيعت كند يا آنكه گردن او را بزنى.
حسين ع سخت ناراحت شده فرمود اى پسر زرقاء تو يا اين شخص مرا مىكشيد سوگند بخدا دروغ ميگوئى آنگاه از پيش وليد بيرون رفته با دوستان خود بمنزل خويش برگشت.
مروان بعد از اين بوليد گفت بسخن من اعتنائى نكردى و پس از اين براى هميشه چنين