ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١٤٥ - فصل - ٤٤ اسلام عمرو معديكرب
بن سعيد بحضور آمده عرضكرد بمن اجازه فرما تا بمبارزه او بپردازم على ع فرمود اگر ميدانى فرمان بردارى تو از من واجب است و بايد از من اطاعت كنى از جاى خود حركت نكن او تسليم شده و توقف نمود.
على ع بمبارزه او بيرون رفته بانك بلندى بروى عمرو زد وى همان جا فرار كرده و منهزم شد و برادر و برادرزادهاش كشته شدند و زن او دختر سلامت كه نامش ركانه بود با عده ديگرى از زنها اسير شدند على ع برگشت و خالد بن سعيد را بر بنى زبيد خلافت داد تا صدقات آنها را جمعآورى نمايد و دشمنانى كه فرار كرده هر گاه مسلمان شوند در امان باشند.
از جمله فراريهائى كه مراجعت كرد عمرو معديكرب بود از خالد استيذان نمود وى باو اجازه داد عمرو دوباره اسلام اختيار كرد و در باره آزادى زن و فرزندش با خالد صحبت كرد وى آنها را بدو بخشيد.
هنگامى كه عمرو بدرگاه خالد بن سعيد رسيد ديد شترى را نحر كردهاند عمرو پاهاى آن حيوان را جمع كرد و با ضربتى دست و پاى آن را بريد شمشير او را صمصامه ميگفتند وقتى كه سعيد زن و فرزندش را باو هبه كرد شمشير خود را در برابر اين بزرگوارى باو بخشيد.
على از همه كنيزانى كه اسير شده بودند كنيزكى را براى خود برگزيد خالد بن وليد كه دلخوشى از على ع نداشت و از زندانى شدن و افتضاح تازگى خود فراموش نكرده بود بريده اسلمى را بحضور پيغمبر ص گسيل داشت و باو گفت پيش از آنكه لشكر بخدمت پيغمبر ص برسد خدمت رسول خدا ص شرفياب شده جريان را بعرض رسانيده و بگو كه على ع كنيزى را از خمس غنائم براى خود اختيار كرده.
بريده دستور او را اجرا كرده قبل از ورود لشكر آمده چون بدرب خانه پيغمبر ص رسيده با