ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١٤٦ - فصل - ٤٤ اسلام عمرو معديكرب
عمر خطاب ملاقات كرد عمر از چگونگى جنگ و از آمدن خود او پرسيد گفت آمدهام تا به پيغمبر ص اطلاع دهم على ع كنيزكى را از خمس براى خود اختيار كرده.
عمر هم ويرا تأييد كرده گفت برو و آن حضرت را از عمل على ع اخبار كن زيرا او از كار على ع كه در واقع اقدام عليه دخترش ميباشد خشمگين مىشود.
بريده حضور پيغمبر اكرم ص شرفياب شده نامه خالد بن وليد را كه شكايت از على ع نموده بعرض رسانيد رسول خدا ص از استماع اين نامه متغير گرديده بريده افزود هر گاه ديگران را هم بچنين عملى رخصت دهى غنيمت مسلمانان نابود خواهد شد.
رسول خدا ص همچنان كه غضبناك بود فرمود واى بر تو اى بريده كه باين سخن نفاقى بپا كردى همانا متوجه باش همان غنيمتى كه شايسته بحال منست متعلق بعلى ع نيز هست و على ع بهترين مردم براى تو و قوم تست و برترين افراديست براى همه امت من كه پس از اين باقى ميماند. اى بريده زنهار كينه على ع را در دل نگيرى كه مبغوض خدا خواهى شد.
بريده گويد از استماع اين بيانات الهيه آرزو داشتم زمين شكافته ميشد و مرا در خود جاى ميداد و بخدا از خشم او و رسولش پناهنده شدم برسول خدا ص عرضكردم براى من استغفار كن كه از اين پس هيچ گاه على ع را دشمن نميدارم و جز سخن خير در باره او حرف ديگرى نميزنم.
پيغمبر ص براى او استغفار فرمود.