ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٥٥ - باب اول امام دوم شيعيان
امام حسن ع ناچار تن زير بار صلح با معويه داد و حجتى اكيد بر معويه تمام كرد و هيچ گونه عذرى ميان خود و معويه در پيشگاه خدا و مردم باقى نگذارد و ضمنا شرط كرد در قنوت نمازها امير- المؤمنين ع را سب ننمايد و متعرض شيعيان على ع نشود و حق هر ذى حقى را ادا كند.
معويه هم صلحنامه امام مجتبى ع را امضا كرد و شرائط آن را بعهده گرفت و سوگند ياد كرد به آنها وفا نمايد.
معويه پس از امضاء قرارداد صلح از حبوبيه حركت كرد و روز جمعه وارد نخيله نزديك كوفه شد نماز ظهر را با مردم خواند و خطبه انشا كرد و در ضمن خطبه براى اينكه بدبختى مخالفان امام حسن ع را ثابت كند.
گفت سوگند بخدا من با شما نمىجنگم كه نماز بخوانيد و روزه بگيريد و حج بيت اللَّه برويد و زكات مال خود را بپردازيد زيرا همه اين كارها را خود انجام ميدهيد بلكه من با شما پيكار كردم تا بر شما امارت كنم و خدا هم آن را با آنكه شما نمىخواستيد بمن ارزانى داشت. بدانيد در شرط ضمن عقد صلح وعدههائى به حسن بن على ع دادم و شرائطى بعهده گرفتم كه هم اكنون همه را زير پا انداخته و بهيچ يك وفا نخواهم كرد.
آنگاه از نخيله حركت كرد تا وارد كوفه شد چندى در آنجا ماند و از مردم كوفه بيعت گرفت پس از اتمام بيعت بمنبر رفت خطبه خواند و سخنان ناسزا نسبت بعلى ع و حسنين كه حضور داشتند گفت امام حسين ع طاقت نياورده از جا برخاست تا پاسخ آن ولد الزنا را بگويد امام حسن دست حضرتش را گرفت و نشانيد خود از جا برخاست و فرمود.