ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٦٣ - فصل ١ نصوص امامت آن سرور
سليمان خالد گفته روزى حضور حضرت صادق ع شرفياب بوديم حضرت صادق ع فرزند بزرگوارش ابو الحسن را بحضور طلبيده بما فرمود امام پس از من اين فرزند است و بر شما لازم است از فرمان او خوددارى ننمائيد.
صفوان جمال مىگويد از حضرت صادق ع پرسيدم خليفه و امام پس از شما كيست؟ فرمود پيشوا و امام مردم كسى است كه بلهو و لعب نمىپردازد در آن هنگام حضرت ابو الحسن كه خورد سال بود و بره همراه داشت وارد شد و بآن بره ميفرمود براى پروردگارت سجده كن.
حضرت صادق ع فرزند بزرگوارش را بسينه چسبانيده فرمود پدر و مادرم فداى تو اى فرزند كه بلهو و لعب اوقاتت را نمىگذرانى.
اسحق بن جعفر گفته روزى حضور پدر بزرگوارم بودم على بن عمر معروض داشت هر گاه پيش- آمد ناگوار رحلت شما ما را اندوهناك بسازد در امور دينى خود بچه كسى بايد رجوع كنيم و مردم چه بايد انجام دهند؟ فرمود امام شما بزرگى است كه دو جامه زرد پوشيده و داراى دو گيسوان است و هم اكنون خورشيد جمال او از در طالع خواهد شد فاصله نشد دو دست مبارك ظاهر شد و درب اطاق را گشوده حضرت ابو ابراهيم كه دو جامه زرد پوشيده وارد گرديد.
على بن جعفر ميگفت پدر بزرگوارم بگروهى از خواص و نزديكان خود توصيه ميفرمود تا ميتوانيد دست از نيكى بفرزندم موسى ع بر مداريد زيرا او از همه فرزندان من برتر و بالاتر است و او