ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٤٢ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
نتيجه هر گاه تسليم شديد شما را پيش پسر زياد خواهيم برد و هر گاه زير بار تسليم ما درنيامديد ما از شما دست برنميداريم» اين پيشنهاد را بعرض رسانيده مراجعت كرد.
پس از بازگشت فرستاده پسر زياد، نزديك غروب آفتاب حسين ع ياران خود را گردآورد، حضرت سجاد ع ميفرمايد من در آن هنگام بيمار بودم خواستم بدانم پدرم چه بياناتى با آنان اظهار مى- دارد بهمين دليل نزديك خرگاه آن حضرت آمده پدر بزرگوارم با كمال شايستگى بحمد و ستايش خدا پرداخته و اظهار داشت ستايش خدائى را كه ما را بنعمت نبوت گرامى داشت و كتاب خود را بما آموخت و آئين دين را بما ياد داد و ما را بينا و شنوا و از شكرگزاران قرار داد اما بعد من يارانى بهتر و باوفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم و خويشاوندانى نيكوكارتر و بحقيقت نزديكتر از خويشاوندان خود نمىشناسم خدا شما را از من پاداش نيك دهد.
ياران من متوجه باشيد يك امشب بيش در اين عالم بسر نمىبريم و ما فردا از دست اين مردم بسلامت نخواهيم بود، من بشما اجازه ميدهم كه همهتان دستهجمعى از اين سرزمين خارج شويد و من بيعت خود را از شما برداشتم و اينك شب و تاريك است مىتوانيد با كمال آسودگى خود را از چنگال دشمنان برهانيد.[١] پس از اين بيان، برادران و فرزندان و برادرزادگان و فرزندان عبد اللَّه جعفر اظهار داشتند
[١]\sُ شب است و تار حق ستار و ره دور\z رويد اين دم كه تا باشيد منصور\z گزينيد اشتر اين شام سيه را\z بدينسان ناقه پيمائيد ره را\z مرا خواهند و ديگر كس نخواهند\z سر موئى ز جسم كس نكاهند\z همى بينم كه شاه شهر عشقم\z تن اندر ماريه سر در دمشقم\z برون شد هر كه همچون پوست بودى\z برفت آن كس كه دنيا دوست بودى\z بماندى محرمان سر وحدت\z خدا را بنده از روى حقيقت\z\E