ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٤١ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
رسانيد حسين ع از جا برخاسته فرمود برادرا اينك بر مركب سوار شو و با لشكر ملاقات كن و علت حمله آوردن بطرف خيام و هدف اصلى آنان را بازجوئى فرما حضرت ابو الفضل باتفاق بيست نفر سواره از قبيل زهير بن قين و حبيب بن مظاهر براى انجام مأموريت سر راه بر لشكر گرفته فرمود عزيمت كجا داريد و براى چه بطرف ما يورش آوردهايد.
پاسخ داد امريه پسر زياد رسيده و دستور داده بشما پيشنهاد كنيم يا تحت فرمان او درآئيد و سر تسليم فرود آوريد و يا با شما نبرد كنيم.
ابو الفضل فرمود تعجيل مكنيد و آرام باشيد تا من خواسته شما را بحضور اقدس حسين عرضه داشته پاسخ بگيرم.
لشكر حسب الامر توقف كرد و گفتند با وى ملاقات كن و او را از يورش و هدف ما مطلع ساز و نتيجه را براى ما بيان فرما.
ابو الفضل بازگشته تا حسين ع را از علت آمدن لشكر باخبر سازد و ياران ابو الفضل در اين هنگام به پند و اندرز لشكر پرداخته و آنان را از كارزار با حسين كه يادگار رسول خدا ص است باز مى- داشتند ابو الفضل حضور اقدس شرفياب شده مراتب را بعرض رسانيد.
حسين ع فرمود مراجعت كن و اگر بتوانى امشب را براى ما مهلت بگيرى و نبرد را بفردا بيندازى باين منظور كه ما بتوانيم امشب را بنماز و دعا و استغفار بسر بريم زيرا خدا ميداند من دوست ميدارم نماز بخوانم و قرآن مجيد را تلاوت نمايم و همواره بدعا و استغفار بپردازم ابو الفضل حسب الامر مراجعت كرده و فرموده امام ع و خواسته آن حضرت را چنانچه شنيده بود براى لشكريان بيان كرد.
لشكر از خواسته حضرت اطلاع حاصل كرده پسر سعد رسولى همراه ابو الفضل روانه خدمت امام ع نموده و باو دستور داده بود هنگام شرفيابى بعرض برساند «ما تا فردا صبح بشما مهلت ميدهيم در