ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤١٦ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
نائل گرداند و از هر چه بيم دارى نگهدارى فرمايد.
پس از اين مسائلى در خصوص مناسك حج سؤال كردم پاسخ داد، كاروانش حركت كرد بر من سلام كرد و از هم جدا شديم.
و هنگامى كه حضرت امام حسين ع از مكه خارج شد يحيى بن سعيد بن عاص با گروهى از ناحيه عمرو بن سعيد سر راه بر آن حضرت گرفت و آن حضرت را امر به بازگشت نمود حضرت بسخن او توجهى نكرده و براه خود ادامه داد و بالاخره كسان يحيى مراجعت كردند حضرت از آنجا به تنعيم آمد و با كاروانى از يمن ملاقات نمود چند شتر براى بارهاى خود و اصحابش از آنها كرايه كرد و بجمالان پيش نهاد فرمود هر يك از شما كه بخواهيد ميتوانيد با ما بعراق بيائيد و ما ملتزم مىشويم كه كرايه شما را بپردازيم و به بهترين وجهى با شما همراهى نمائيم و هر كسى هم كه خواست مىتواند از وسط راه برگردد و به اندازهاى كه با ما همراهى كرده كرايه او را خواهيم داد.
اين پيش نهاد سبب شد كه بعضى از شترداران همراه حضرت روانه شدند و برخى از همراهى با جناب او خوددارى نمودند و از كسانى كه به آن حضرت ملحق شدند عبد اللَّه بن جعفر و دو فرزندش عون و محمد بودند و پيش از اين نامه بآن حضرت نوشته و بوسيله فرزندانش تقديم حضور مبارك نمود و در آن مينويسد.
اما بعد خدا را واسطه قرار ميدهم بمجردى كه نامه مرا قرائت فرمودى از تصميمى كه دارى منصرف شوى و من اين عرض را از راه مهربانى بحضور حضرتت مىنمايم و معتقدم كه اين سفر موجب هلاك تو و خاندان تست و اگر امروز شما از دنيا كوچ كنى و شهادت يابى نور زمين خاموش مىشود