ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤١٥ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
احرام بيرون آمده و حج را بدل بعمره كرد زيرا بيم داشت هر گاه بماند تا حج را باتمام برساند ممكن است او را از جانب يزيد دستگير نمايند بهمين مناسبت حضرت امام حسين ع با خاندان و شيعيانى كه به او پيوسته بودند عازم عراق شد و نظر باينكه عزيمت امام ع مصادف با خروج مسلم بود از پيشآمد مسلم اطلاعى نداشت.
از فرزدق روايت كردهاند سال شصتم هجرت باتفاق مادرم عازم مكه شدم در وقتى كه مهار شتر مادرم را مىكشيدم كه وارد حرم شوم با قافله امام حسين ع ملاقات كردم كه با شمشيرها و سپرها از مكه خارج مىشود پرسيدم اين كاروان از كيست؟ گفتند از حسين ع است چون نام مباركش را شنيدم خوشحال شدم حضور اقدسش آمده عرض سلام كرده پرسيدم خدا شما را به آرزوهايتان نائل گرداند و مقضى المرام باشيد پدر و مادرم فداى تو باد هنوز كه آغاز مناسك حج است براى چه با اين عجله از مكه خارج مى- شويد فرمود هر گاه با اين عجله از مكه بيرون نروم مرا دستگير خواهند كرد.
آنگاه از من پرسيد تو كيستى؟ گفتم مردى از عربم و سوگند بخدا بيش از اين از احوال من پرسشى نكرد و پرسيد مردم كوفه نسبت بمن چه عقيده ابراز مىكردند پاسخ دادم دلهاشان با تو و شمشيرهاشان عليه تست و قضاء الهى چنانچه بايد نازل خواهد شد و خدا هر چه بخواهد انجام ميدهد.
فرمود آرى راست مىگوئى سررشته همه كارها بدست خدا و همه وقت در كار الهى خود مشغول است اگر قضاء الهى موافق با آنچه ما خواستهايم نازل شود بايد از خدا سپاسگزارى نمائيم و او را يار خود بدانيم و اگر قضاء الهى بر خلاف انتظار ما جارى شود هر كه را نيتش حق است و باطنش با آب تقوى شستشو شده از خود دور نخواهد كرد عرضكردم آرى چنانست كه ميفرمائى خدا ترا به آرزويت