ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٢٨ - باب بيست و پنجم مناقب و دلائل و معجزات حضرت جواد
را در ميان خواص درباريان خود بخش كردند و هر يك از آن بستهبنديها كه بدست يكى از آنان مىافتاده مكتوب جوف را بيرون آورده و آنچه بنام او نوشته شده از محل خاص سلطنتى مطالبه ميكرد بلافاصله در اختيار او گذارده ميشد. پس از اين، كيسههاى زر و سيم در ميان سايرين تقسيم ميشد و خلاصه آنها كه بار يافته بودند در وقت مرخصى از جائزهها و عطيههاى بسيارى كه استفاده كرده بودند مردمى غنى و مالدار بودند.
و مأمون هم بشادكامى از اين عقد مبارك به همه بينوايان كمكهاى شاهانه ميكرد.
مأمون تا وقتى كه زنده بود دقيقه از احترام حضرت جواد ع فروگذاشت نمىنمود و در تعظيم آن حضرت ميكوشيد و او را بر همه فرزندان و خاندان سلطنتى مقدم ميداشت و عطوفت ميكرد.
گويند ام الفضل از مدينه نامه به پدرش نوشته و در آن نامه از حضرت ابو جعفر شكايت كرده معظم له احترام مرا محفوظ نداشته و عليه من زن گرفته و همسر آورده. مأمون پاسخ داد ما ترا بهمسرى ابو جعفر در نياورديم كه حلال خدا را بر او حرام نمائيم از اين پس چنين نامه بما منويس.
هنگامى كه ابو جعفر همراه با ام الفضل از بغداد بجانب مدينه عزيمت ميكرد باتفاق همراهيان و مشايعان به باب الكوفه رسيده و هنگام غروب آفتاب به دار المسيب نزول كرده وارد مسجد شد در صحن مسجد درخت بىبارى بود حضرت ابو جعفر ظرف آبى طلبيده در زير آن درخت وضو گرفت و نماز مغرب را باين كيفيت با مردم بجا آورد كه در ركعت اول سوره حمد و إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ خواند و در ركعت دوم سوره حمد و قل هو اللَّه و پيش از ركوع، دعاء دست خواند و ركعت سوم را بجا آورده تشهد خوانده سلام داد سپس اندكى نشسته بذكر خدا پرداخت و بدون آنكه تعقيب بخواند چهار ركعت نافله بجا