ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٢٧ - باب بيست و پنجم مناقب و دلائل و معجزات حضرت جواد
كسى هست از اين مسأله پاسخ دهد يا بتواند نظير آن را طرح كند.
حاضران معروض داشتند سوگند بخدا در ميان ما كسى باين اطلاع و كمال يافت نميشود و خليفه داناتر به رأى خود است.
مأمون گفت واى بر شما خاندان پيمبر به فضائلى اختصاص پيدا كردهاند كه ديگران از آنها محروم و داراى آن مقام و موقعيت نميباشند و بزرگ و كوچك ندارند چنانچه خوردسالشان كار بزرگسالشان را انجام ميدهد و ميدانيد حضرت رسول اكرم ص امير المؤمنين على ع را در سن ده سالگى بدين اسلام دعوت كرد و اسلام او را پذيرفت و امضا كرد با آنكه ديگران كه در اين سن بودهاند اسلامشان را امضاء نميكرد و به آئين اسلام دعوت نمىنمود و با حسنين كه كمتر از شش سال داشتند بيعت كرد با آنكه با كودكان ديگر كه داراى اين سن بودند بيعت ننمود.
با توجه بمطالب مزبوره آيا باز هم پى بخصائص اين خانواده نه مىبريد و اعتقاد نداريد اينان خاندانى هستند كه فضائل و كمالات را از يك ديگر ارث ميبرند و اول و آخرشان از همه جهت برابرند.
حاضران گفته مأمون را تصديق كرده مرخص شدند.
فردا صبح، حضرت ابو جعفر ع حضور يافته و طبقات مختلف مردم از سپهسالاران و دربانان و مخصوصان و ساير افراد براى عرض تبريك بحضور حضرت جواد و مأمون شرفياب ميشدند در آن روز به مباركى عقد فرخنده و جشن شادمانى و همسرى حضرت جواد ع سه طبق از نقره حاضر كردند در ميان آنها بستهبنديهاى بسيارى مشتمل بر مشك و زعفران ديده ميشد و در هر يك از آنها سندهائى مكتوب از زر و سيم فراوان و عطيههاى بسيار و بالاخره قباله قسمتى از زمينهاى مزروعى و مسكونى بود مأمون دستور داد آنها