ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٠٢ - باب هفتم در بيان بخشى از اخبار و فضائل آن حضرت
٢١- هنگامى كه عبد الملك مروان بخلافت نشست امور صدقات رسول خدا و على مرتضى عليهما السّلام كه هر دو معين و بايد بعهده يكنفر متولى باشد به على بن الحسين ع واگذار نمود.
عمر بن على در صدد حقكشى برآمده و بعنوان دادخواهى از حضرت سجاد پيش عبد الملك رفته شكايت كرد. عبد الملك هم در پاسخ وى اشعار ابن ابى الحقيق را باين مضمون جوابداد.
هر گاه خواهندگان هوا و هوس تمايل پيدا كنند و شنونده بسخن گوينده گوش بدهد و هر كسى با فكر خود ديگرى را از پا درآورد ما در آن هنگام حكومت عادلانه خواهيم كرد و بطورى كه بايد و شايد فصل خصومت مىنمائيم و باطل را بصورت حق و حق را بصورت باطل جلوه نميدهيم، ميترسيم مبادا ما را بسفاهت و ديوانگى نسبت دهند و نام نيك ما از صفحه روزگار نابود شود.
٢٢- سالى حضرت على بن الحسين به حج بيت اللَّه مشرف شد مردم كه حضرت او را زيارت كرده جمال با كمالش ديدگانشان را حيران كرده، چشمها باو دوخته و از يك ديگر ميپرسيدند اين مرد نورانى كيست و اين شخصيت كه داراى اين جاه و جلالست از كدام خانواده است؟
فرزدق كه همان سال و همان جا حضور داشت با زبان شعر آن حضرت را چنين معرفى كرد.
ملا عبد الرحمن جامى سرودههاى نامبرده را بطرز بسيار پسنديده در لباس نظم پارسى درآورده و ما آنها را تا اندازهاى كه مناسب با اين كتابست ذيلا ياد مىكنيم.
|
آن كس است اينكه مكه و بطحا |
زمزم و بو قبيس و خيف و منا |
|
|
حرم و حل و بيت و ركن و حطيم |
ناودان و مقام ابراهيم |
|