ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٠٤ - باب هفتم در بيان بخشى از اخبار و فضائل آن حضرت
نعمت او سپاسگزارى من اندك و مرا نااميد نميسازد و در برابر بلاء او توانم ناچيز و مرا خوار نمى- فرمايد و اى خدائيكه داراى همه گونه بخشش هستى و مرا از احسانت دور نميدارى و اى خدائيكه داراى نعمتهاى بيشمارى بر محمد و خاندان او درود بفرست و مرا از شر اين دشمن برهان و من از آزار او بتو پناه مىبرم.
مسرف هنگامى كه وارد شد مردم همه متفقا مىگفتند تنها هدف نامبرده على بن الحسين است و بديگرى آسيبى نخواهد رساند، بر خلاف انتظار حضرت مشار اليه از رنج او راحت ماند و مورد اكرام و احسان او واقع شد.
٢٥- و بطريق ديگر روايت شده هنگامى كه نامبرده وارد مدينه شد على بن الحسين ع را احضار كرد چون حضرت بر او وارد شد عرضكرد امير بمن دستور داده تا بتو احسان كنم و براى تو امتياز خاصى قائل شوم و چنانچه مأمور بود آن حضرت را اكرام كرد. آنگاه باطرافيان خود دستور داد استر مخصوصش را زين كردند و درخواست كرد تا بر آن سوار شود و بمنزل خود بازگردد و اضافه نمود مىبينم كه خاندان ترا از احضار تو بيمناك ساختيم و ترا نيز از آمدنت بحضور ما برنج درآورديم و هر گاه ما آنقدر صله و جايزه كه سزاوار مقام تو باشد در اختيار ميداشتيم بحضرت تو اعطا مىكرديم.
حضرت از وى قدردانى كرده و پوزش طلبيده بمنزل خود بازگشت چون آن جناب از دربار مسرف خارج شد وى باطرافيان خود گفت اين مرد با آن منزلت و مكانى كه نسبت برسول خدا ص دارد خيرى است كه در او شرى نميباشد.
٢٦- روايت كردهاند روزى حضرت سجاد ع در مسجد رسول خدا ص نشسته بود همانوقت هم عده گرد