ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٠٣ - باب هفتم در بيان بخشى از اخبار و فضائل آن حضرت
|
هر يك آمد بقدر او عارف |
بر علو مقام او واقف |
|
|
قرة العين سيد الشهداست |
زهره شاخ دوحه زهراست |
|
|
ميوه باغ احمد مختار |
لاله راغ حيدر كرار |
|
|
بر نكوسيرتان و بدكاران |
دست او ابر موهبت باران |
|
|
فيض آن ابر بر همه عالم |
گر بريزد نمى، نگردد كم |
|
|
ز حيا نايدش پسنديده |
كه گشايد بروى كس ديده |
|
|
خلق از او نيز ديده خوابانند |
كز مهابت نگاه نتوانند |
|
|
نيست بىسبقت تبسم او |
خلق را طاقت تكلم او |
|
|
همه بند ارادتش بر پا |
بندگانش ز پير و هم برنا |
|
|
لايح از روى او فروغ هدى |
فايح از خوى او شميم وفا |
|
|
چون كند جاى در ميان قريش |
رود از فخر بر زبان قريش |
|
|
كه بدين سرور ستوده شيم |
بنهايت رسيده فضل و كرم |
|
٢٣- حسين بن زيد از آن حضرت روايت كرده هيچ كارى را در سرعت اجابت و وصول بهدف مانند دعا نيافتم زيرا چنان نيست كه هميشه اوقات تير درخواست بنده بمقصود برسد در عين حال بايد دست از دعا برنداشت ٢٤- از جمله ادعيه آن حضرت دعائى بود كه هنگام توجه مسرف بن عقبه (كه نامش مسلم و از زيادى قتل و اسيرى او را مسرف گفتند) بجانب مدينه بيادگار مانده.
پروردگارا نعمتهاى بسيارى بمن ارزانى داشتى و من در برابر آنها كمتر به سپاسگزارى تو پرداختم و به پيشآمدهاى بسيارى گرفتارم نمودى و در برابر آنها تاب نياوردم پس اى خدائى كه در برابر