ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٥٨ - (باب فضل معروف)
و ايشان پيامبرى داشتهاند، كه نامش دامسب بوده، پس او را كشتهاند، و كتابى داشتهاند كه آن را جاماسب ميخواندهاند، و آن كتاب در دوازده هزار پوست گاو نوشته شده بوده، ولى ايشان آن را سوزاندهاند.
١٦٧٩- و ابو الورد از امام ابو جعفر ٧ سؤال كرد كه: آيا برده نصرانيى كه مملوك مرد مسلمانى باشد، جزيه به او تعلّق ميگيرد؟ فرمود: آرى. گفت:
در اين صورت مالك مسلمانش جزيه را مىپردازد؟ فرمود: آرى. همانا كه آن مملوك مال او است، بدين جهت از او حمايت ميكند، و جزيه را از بابت او مىپردازد.
و من اخبارى را كه در اين معنى برايم روايت شده است در كتاب الجزيه آوردهام.
(باب فضل معروف[١])
١٦٨٠- رسول خدا ٦ فرمودند: نخستين كسى كه به بهشت داخل مىشود معروف و اهل آنند، و هم ايشان نخستين كسانى هستند كه در كنار حوض بر
[١] شيخ طوسى- رضوان اللَّه عليه- در« نهايه» فرموده است:« معروف اسمى جامع همگى امور شناخته شده، از طاعت خداى تعالى و تقرّب به او و احسان به مردم و كليّه اعمالى است كه شرع به آن دعوت كرده است، و گاهى به اعمالى اختصاص مىيابد كه اثر آن به ديگران برسد، و ظاهرا در اينجا مراد همين است. و اينكه فرموده است:« نخستين كسى كه به بهشت داخل مىشود معروف است» يا بنا بر اصل تجسّم اعمال است، و يا بنا بر اينست كه معروف سبب دخول بهشت است.