ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٤٢ - (باب خمس)
در حالى كه حقّى از حقوق خداى عزّ و جلّ را در گردن داشته باشد كه در باره آن از او سؤال كند.
(باب خمس)
١٦٤٤- از امام ابو الحسن موسى بن جعفر عليهما السّلام در باره چيزهائى از قبيل مرواريد و ياقوت و زبرجد كه از دريا خارج ميكنند و همچنين در باره معادن طلا و نقره سؤال كردند كه آيا زكات به آنها تعلّق ميگيرد؟ و آن امام ٧ فرمود:
وقتى كه بهاى آن به يك دينار برسد خمس در آن واجب مىشود.
١٦٤٥- و عبيد الله بن علىّ حلبى از امام صادق ٧ در باره گنج سؤال كرد كه چه مبلغ در آن واجب است؟ امام فرمود: خمس. و نيز چون در باره معادن سؤال كرد، فرمود: خمس. و چون در باره سرب و روى و آهن و موادى كه از معادن باشد، سؤال كرد، فرمود: به همان نسبت كه از معادن طلا و نقره ميگيرند از آنها نيز گرفته مىشود.
١٦٤٦- و حسن بن محبوب از عبد الله بن سنان روايت كرده است كه گفت:
از امام صادق ٧ شنيدم كه ميگفت: خمس جز در غنائم بالخصوص نيست.