ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٢٥ - باب(در بيان نماز عيد فطر و عيد قربان)
گردن مىنهند.
او را چنان مىستائيم كه او خود، خويشتن را بدان گونه ستوده است.
و همانسان كه شايسته آن است، و از او يارى و آمرزش و هدايت مىطلبيم، و شهادت ميدهيم كه هيچ معبود حقّى جز خداوند يكتاى بىانباز نيست. او آنچه را كه دلها در خود پنهان ميدارند، و درياها در اعماق خود مستور مىسازند، ميداند، و هيچ پرده ظلمتى در برابرش حاجب نمىشود، و هيچ نهانى از او پوشيده نمىماند، و هيچ برگى از درختى فرو نمىافتد، و دانهاى در تاريكيها (ى خاك) وجود ندارد، مگر اينكه او نسبت بهمه آنها آگاهى دارد.
معبود حقّى جز او نيست، و هيچ تر و خشكى وجود ندارد، مگر اينكه در كتاب مبين علم او بر نوشته و مضبوط است. و او ميداند كه عملكنندگان، چه كارى انجام خواهند داد، و در چه مسيرى گام مىسپارند، و بكدام فرجام بازخواهند گشت. و ما از خدا مىطلبم كه براه راستمان هدايت فرمايد، و شهادت ميدهيم كه محمّد ٦ بنده او و پيامبر او، و فرستاده اوست بسوى خلقش، و امين اوست بر وحيش، و نيز اينكه او رسالتهاى پروردگارش را تبليغ كرد، و در راه خداوند با آنان كه از راه او منحرف شدهاند، و ديگرى را با او برابر گرفتهاند، جهاد كرد. و خداوند را عبادت كرد تا آنگاه كه لحظه يقين و پيوستنش بجوار رحمت ربّ العالمين فرا رسيد. درود خدا بر او و خاندانش باد.
اى بندگان خدا شما را به پرواى خداوندى سفارش مىكنم، كه نعمتى از جانب او زوال نمىپذيرد، و رحمتى از سوى او منقطع نميشود، و بندگان از او بىنياز