ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٤٥ - (باب در بيان چگونگى نماز مخصوص طلبيدن باران)
عاصيانت (هم او كه گردنكشان و نافرمانان تو را عذرى باقى نگذاشت).
خدايا پس محمّد را برخوردارترين آن كسان قرار ده كه از فيض رحمتت برخوردار ساختهاى، و هم شكفتهروىترين كسى كه از دريافت بهره سرشار عطيّهات شكفته روى گشته، و نزديكترين پيامبران ساز از جهت تقرّب بخودت در روز قيامت، و بهرهمندترين ايشان از بهره خشنوديت، و پرجمعيتترين ايشان از جهت صفوف امّت در بهشت خويش گردان، همان گونه كه او در برابر بتها سجده نكرده، و در مقابل سنگها پيشانى بر زمين نسود، و براى درختانى كه مردم جاهلى مىپرستيدند معتكف نشد، و شراب را حلال نداشت، و از خونهائى كه مردم آن عصر تغذيه ميكردند ننوشيد. خدايا ما زمانى از منازل و مساكن خود بسوى تو آمدهايم كه فشارهاى شديد به اضطرارمان كشيده، و دشواريها و تنگناهاى سخت زندگى بر اين امر وادارمان ساخته، و خصومتهاى زشت بر اجتماعمان شدّت گرفته، و پيامدهاى دروغ و افتراء بر ما استوار گشته، و سالهاى بىبرگ و بر قحط و غلاء همچون اشتران لاغر و نزار بر ما هجوم آورده و منظره ابرهاى باران زا با ما خلف وعده كرده، و ناله و فرياد اشتران فرتوت و گوسپندان پير ما را به تشنه ماندن خودمان در صورت سيراب شدن آنها راضى ساخته است ولى در هنگامه چنين گرفتارى و در ميان امواج مصائب و شدائد بىشمار، تنها تو موضع دلگرمى اميدواران و مايه اميد دلها بودهاى. ما- اى خداوند زنده جاويدان، و اى مدبّر امور جهان و بپا دارنده زمين و آسمان- بهنگام نوميدى مردمان، و دريغ كردن ابرها از فرو ريختن باران، و هلاك شدن اشتران جوينده علف در چراگاهها، يا حىّ يا قيّوم