ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٠٢ - باب وجوب نماز جمعه و فضيلت آن و نيز چگونگى خطبه و نماز جمعه
فرا خواند در حالى كه از عملش راضى بود، و سعيش را مورد قبول قرار داده، و براى مردم آشكار ساخت كه بر خلاف آنچه ايشان مىپنداشتند او را هيچ گناهى (در دعوت بسوى توحيد و راندن طاغوتها) نبوده است.
اى بندگان خدا شما را سفارش ميكنم بتقواى خدا و مغتنم شمردن هر گونه امكان و فرصتى براى عمل بطاعتش در اين ايّام زود گذر زندگى، و نيز (سفارش مىكنم) به ترك اين دنيائى كه شما را واميگذارد، اگر چه شما ترك آن را خوش نميداشتهايد، و شما را كهنه ميسازد اگر چه شما نو ساختن آن را دوست ميداشتهايد. همانا مثل شما و دنيا همچون كاروانيانى است كه در راهى گام سپردهاند. چنان كه گوئى آن را بپايان بردهاند، و آهنگ فراز كوهى كردهاند چنان كه گوئى به آن رسيدهاند (يا عنقريب خواهند رسيد) و چون هر دو همچنان راه مىپيمايند، چنانست كه گوئى راه را بپايان رساندهاند، و چه بسيار باشد كه كشتى روان شده بسوى سر منزلى همچنان جريان خود را ادامه دهد تا به آن سر منزل برسد (زيرا آن كشتى كه لنگرش را كشيده، و بادبانش را افراشتهاند، و امواج نيرومند باد شرطه بر آن ميوزد، و آن را با شتاب به پيش مىبرد، چنانست كه هم اكنون بمنزل رسيده است) و چه بسيار كس باشد كه بيش از يك روز تا أجل باقى ندارد، و چه بسيار باشد طالب دنياى حريصى كه دنيا را پيش ميراند (و در پى دنيا ميتازد) تا آنگاه كه از آن جدا شود. پس (حال كه وضع آدمى با دنيا چنين است) در عزّت دنيا و فخر آن رقابت مكنيد. و بزينت و نعمت آن شيفته مگرديد، و از سختى و ناسازگارى آن بىتاب و غمگين مشويد، زيرا