ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٤٠ - (باب در بيان چگونگى نماز مخصوص طلبيدن باران)
١٤٩٤- رسول خدا ٦ فرمود: هرگز بادى از مبدأ و منشأ خود حركت نكرده و نوزيده مگر بدان اندازه و مقدار كه رحمت خداوندى است، جز در دوران قوم عاد كه باد بر فرشتگان و مدبّرات امر و نگهبانان خاصّه خود سركشى كرد و به اندازه سوراخ سوزنى بيش از حدّ معمول و مقرّر خارج گشته وزيدن گرفت و قوم عاد را هلاك كرد. و هرگز بارانى نباريده مگر به وزن معين و مقدّر (بمقدار نياز) جز در زمان حضرت نوح ٧ كه بر موكّلين خود سركشى نموده و باندازه سوراخ سوزنى بيش از مقدار معمول هميشگى باريد، و خداوند عزّ و جلّ قوم نوح را بدان وسيله غرق فرمود.
١٤٩٥- امير المؤمنين ٧ فرمود: ابرها غربال باران هستند (كه آب بسيار را بصورت قطره قطره فرو مىفرستند) و اگر نه چنين بود بر هر چيز كه فرو مىآمد حتما آن را از بين مىبرد و ضايع مىساخت.
١٤٩٦- ابو بصير از امام صادق ٧ سؤال كرد در مورد صداى رعد كه چه ميگويد، آن حضرت فرمود: آواى رعد همچون فريادى است كه چوپانان و شتربانان براى راندن و بازداشتن شتران بصورت هاى هاى از گلو خارج مىكنند، ابو بصير گويد: عرض كردم: فدايت گردم برق چه حالتى دارد؟ فرمود: برق بمنزله تسمه و دوال فرشتگان است كه با آن ابرها را ميزنند و ميرانند بجائى كه خداوند عزّ و جلّ مقدّر فرموده تا باران در آنجا فرو بارد.