ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٧٧ - باب(در بيان نماز حاجت)
«قل هو اللَّه» و در ركعت دوم سوره «قل يا أيّها الكافرون» ميخوانى،
و چون در ركعت آخر پيشانى بر خاك نهادى در سجود تهليل خداوند ميكنى (يعنى كلمه لا إله إلا اللَّه ميگوئى) و تقديس او (با سبحان اللَّه يا سبّوح قدّوس ميگوئى) و تعظيم و تمجيد اللَّه ميكنى (با ذكر كلماتى نظير «لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه العليّ العظيم» يا ذكرهائى ديگر كه مشتمل بر اين قبيل أسماء و دعوات باشد) آنگاه گناهانت را ذكر ميكنى و آنچه را كه بياد دارى يكايك نام مىبرى، و آنچه را كه در خاطر ندارى يك جا بطور كلى بدان اقرار مىكنى، سپس از سجده سر برميدارى وقتى پيشانى بر خاك نهادى در سجده دوم صد بار از خداوند طلب خير براى خود مىكنى بدين نحو كه ميگوئى:
«اللّهمّ إنّي أستخيرك بعلمك» (يعنى: بار خدايا من با احاطه علم تو بر همه چيز و بر احوال خويش از تو خير خود را درخواست مىكنم يا بر آوردن حاجت مرا قرين خير من سازى، و يا چنانچه خير من در آنست آن را برآورده سازى، آنگاه خداوند را به آنچه از اسماء الهى كه خواهى ميخوانى و چنين دعا ميكنى: «يا كائنا قبل كلّ شيء و يا مكون كلّ شيء، و يا كائنا بعد كلّ شيء- افعل بي ...» (يعنى: اى آنكه پيش از پديد شدن هر چيزى وجود داشتهاى و اى كسى كه پديد آورنده و هستى بخش همه چيز توئى، و اى خدائى كه پس از همه چيز وجود تو همچنان پاينده و پايدار خواهد بود با من چنين و چنان كن- كه البتّه بجاى چنين و چنان شخص خواسته و حاجت خود را از خداوند متعال درخواست مىكند) و هر بار كه بسجده ميروى زانوهايت را بزمين برسان و لنگ را از روى آنها بردار تا برهنه شوند و آن را از