ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣١٦ - (باب اشيائى كه زكات بر آنها واجب مىشود)
و بر نقره زكاتى نيست تا به دويست درهم برآيد، پس چون به دويست درهم برآمد زكات آن پنج درهم است، و چون چهل درهم بر آن افزوده شود زكات آن چهل درهم، يك درهم است. و در ما زاد آن زكاتى نيست تا به چهل برآيد.
و در پنبه و زعفران و سبزيجات و ميوهها و حبوبات زكاتى نيست تا فروخته شود، و سال بر بهاى آن بگذرد.
پس زمانى كه دويست درهم نزد كسى گرد آيد، و سال بر آن بگذرد، و پنج درهم زكات آن را اخراج كند، و آن را به كسى بدهد و او يك درهم از آن را بازگرداند و بگويد كه آن مغشوش است يا مردود است، در اين صورت ميبايد چهار درهم ديگر را نيز باز پس دهد، زيرا ملاك تعلّق زكات تحقّق نيافته است، بدان جهت كه صاحب آن دراهم، يك درهم از دويست درهم كم داشته است، و زكات به مبلغ كمتر از دويست درهم تعلّق نميگيرد.
و بر شمشها زكاتى نيست، مگر آنكه براى فرار از زكات به صورت شمش آن را درآورى پس اگر بدين وسيله از زكات بگريزى زكات را بر ذمّه خواهى داشت.