ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٣١ - باب(در بيان نماز عيد فطر و عيد قربان)
سروده مىشود،
چندان كه شيرينيهاى آن تلخ شده، و آب زلال آن كدورت گرفته، تا بجز قطراتى در ته مشربهاى، و جرعهاى همانند جرعه باقيمانده در ته ظرفى كه تشنگى تشنه كامى با مكيدنش فرو نمىنشيند از آن بجاى نمانده است. پس از بندگان خدا براى كوچ از اين سراى بسيج شويد، از اين سرائى كه فنا بر اهل آن مقدّر شده، و ساكنينش از بقاء ممنوع گشتهاند، و جانهاشان بخوارى مرگ كشيده شده است، چنان كه هيچ زندهاى در بقاء طمع نبندد، و جانى نيست مگر آنكه فرمان مرگ را گردن نهاده باشد. پس مبادا كه آرزو بر شما چيره گردد، و پايان عمر و اجل را دور بپنداريد. و در دنيا فريفته آرزوها مشويد، و چند روزه زندگى را بعبادت خدا پردازيد. زيرا بخدا سوگند اگر شما در طلب قرب به ساحت قدس خدا در بالا رفتن درجهاى نزد او يا آمرزيده شدن گناهى كه نويسندگان او آن را احصاء نمودهاند و فرشتگان موكّل بر اعمال بندگان آن را ثبت و ضبط كردهاند، همچون مادر سرگشته غمزده فرزند از دست دادهاى بناليد، و مانند خلائق نوحه سر كنيد، و فرياد تضرّع و استغاثهاى بسان راهبان تارك دنيا از دل برآوريد، و از اموال و اولاد خود دل بركنيد، هر آينه اين اعمال در برابر ثوابى كه من از جانب او براى شما اميد ميدارم، و نجات از عقاب دردناكى كه از نزول آن بر شما مىترسم، بهائى اندك است. و بخدا قسم اگر شما از سر شوق و از روى رغبت بسوى خدا، و بعلّت بيم و هراس از او