ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٤٤ - (باب آداب شخص روزهدار و چيزهائى كه روزهاش را ميشكند يا نمىشكند)
١٨٧٧- و سماعه از آن امام، در باره مردى سؤال كرد كه در ماه رمضان به همسر خود بچسبد، پس فرمود: تا هر زمان كه از وقوع در انزال و جماع بر خود نترسد باكى نيست.
١٨٧٨- و محمّد بن فيض تيمى، از ابن رئاب روايت كرده است كه: از امام صادق ٧ شنيدم كه روزه دار را از بوييدن نرگس نهى مىفرمود، پس گفتم:
فدايت شوم، چرا؟ فرمود: زيرا كه آن ريحان عجمان است.[١]
١٨٧٩- و امام صادق ٧ را در باره محرم پرسيدند آيا جايز است كه او ريحان را ببويد؟ فرمود: نه. گفتند پس شخص روزه دار آيا مىتواند آن را ببويد؟
فرمود: نه. گفتند آيا بوئيدن نافه مشك و دخنه[٢] براى روزه دار جايز است؟ فرمود:
آرى. گفتند: چگونه است كه بوئيدن عطر براى او حلال است، و بوئيدن ريحان
[١] بعيد مىنمايد كه اين سخن متعلّق به امام ٧ باشد، زيرا اين بيان حاكى از عصبيّت ممقوت قومى، و حمايت قوميّت عربى است، كه اسلام در محو آن كوششى بسزا كرده است. بعلاوه اين تنها نرگس نيست كه به عجمان تعلّق داشته، بلكه ايرانيان باستان در اوج تمدن مادى مىزيستهاند، و از كليه مظاهر خوشگذرانى و تجمّل برخوردار بودهاند، و چون استفاده از رنگ و بو و زيبائى و صفاى گلها و رياحين از بارزترين مظاهر تجمّل و خوشگذرانى است، ايشان از همگى اقسام آنها بهره مىگرفتهاند، و بهترين دليل بر اين واقعيّت وجود نام گلهاى بسيار در اشعار و آثار ادبى فارسى بويژه آثار قدماى شعراى ايران است، كه شايد در آثار ادبى هيچ قوم ديگر نظير آن يافت نشود.( مترجم)
[٢] دخنه دانههائى از قبيل اسفند و امثال آن كه براى خوشبو كردن فضا به آتش مىافشانند