ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٧٢ - (باب ثواب كسى كه روزهدارى را افطارى بدهد)
اسماعيل ٧ را آزاد سازى؟ سدير گفت: پدر و مادرم به فدايت، مال من به اين كار نمىرسد. پس پدرم همچنان از شمار آن بندگان ميكاست، تا به يك بنده رسيد، و سدير در هر نوبت مىگفت: توانائى آن را ندارم. پس پدرم به او فرمود: آيا توان آن را ندارى كه در هر شبى مرد مسلمانى را به افطار فراخوانى؟ گفت: آرى، و ده مرد را. آنگاه پدرم ٧ به او فرمود: منظور من همين بود اى سدير، زيرا افطارى دادنت به برادر مسلمانت با آزاد كردن بندهاى از اولاد اسماعيل ٧ برابر است.
١٩٥٤- و موسى بن بكر از امام ابو الحسن ٧ روايت كرده است، كه فرمود: افطارى دادنت به برادر مسلمانت از روزه داشتنت افضل است.
١٩٥٥- و امام علىّ بن الحسين ٧ چون روز روزه داشتنش فرا- مىرسيد، مىفرمود تا گوسفندى را ذبح مىكردند، و اعضايش را تقطيع كرده و آن را مىپختند، پس شامگاهان به روى ديگها خم مىشد، تا در حال روزه داشتن بوى آن را بيابد، و آنگاه مىفرمود: كاسهاى را بياوريد، براى خانواده فلان از اين غذا بكشيد، براى خانواده فلان غذا بكشيد،- تا همگى آن به پايان مىرسيد- پس آنگاه نانى و