ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٢٦ - باب(در بيان نماز عيد فطر و عيد قربان)
نميگردند،
و اعمال عاملان براى پرداخت بهاى نعمتهايش كفايت نميكند، خدائى كه مردم را به پرهيزكارى ترغيب فرموده، و به زهد در دنيا فرا خوانده، و از ارتكاب معاصى برحذر داشته، و همو كه ببقاء، عزّت يافته، و خلق خود را بوسيله مرگ و هلاك زبون ساخته است، و مرگ سرانجام دنياى آفريدگان، و راه جهان و جهانيان، و نقش پيشانى بازماندگان است. گريز فراريان از مرگ آن را از دستيابى به ايشان ناتوان و درمانده نمىسازد. و بهنگام فرا رسيدنش هوىپرستان را به بند اسارت ميكشد، و هر گونه لذّتى را نابود ميكند، و هر نعمتى را بزوال مىسپارد، و رشته هر بهجت و شادمانى را ميگسلد. با اينكه اين دنيا سرائى است كه خدا فنا را برايش رقم زده، و كوچ كردن از آن را براى اهل آن مقرّر فرموده است. ولى بيشتر مردم سوداى بقاى آن را در سر مىپرورند، و بناء (ساختمانها) را محكم مىسازند، و دنيا در كام اهلش شيرين و در چشمشان زيبا و خرم مىنمايد، و آن براى خواستارش آماده است. و محبتش با دل تماشاگر درآميخته است. و ثروتمند كوتهنظر بدان بخل مىورزد. و شخص خداترس و دل نگران زيستن در اين سرا را خوش نميدارد.
پس شما- كه خدايتان رحمت كند- با بهترين ره توشهاى كه در اختيار داريد از اين سراى كوچ كنيد، و از دنيا بيش از اندكى براى رفع نياز طلب مكنيد، و از نعمتهاى آن چيزى بيش از كفاف مخواهيد، و به اندكى از آن راضى شويد، و بكامرانى كامرانان از نعمتهاى اين جهان چشم مدوزيد، و كار جهان گذران را آسان