ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٠٢ - (باب غسل در شبهاى مخصوص در ماه رمضان و اخبارى كه در باره دهههاى اخير و در شأن شب قدر آمده است)
چنين شبها از سال آينده رخ مىدهد. و خداى عزّ و جلّ قادر است كه هر چه بخواهد در باره خلق خود انجام دهد.
٢٠٢١- و رفاعه از آن امام ٧ روايت كرده است كه فرمود: شب قدر اول سال و آخر آن است.
٢٠٢٢- و در عالم رؤياى رسول خدا ٦ بنى اميّه را در حالى به او نشان دادند كه بر منبرش بالا ميروند، و مردم را از صراط هدايت به راه ضلالت واپس ميبرند، از اين رو شب را اندوهگين و محزون صبح كرد، پس جبرئيل ٧ بر او نازل شد، و گفت: يا رسول اللَّه، چرا تو را اندوهگين و محزون مىبينم؟ فرمود: اى جبرئيل، من شب دوشين بنى اميّه را ديدم كه پس از من بر منبرم بالا ميروند، و مردم را از صراط هدايت به راه ضلالت واپس مىبرند، گفت: به آن خدائى كه تو را بر حقّ به نبوّت مبعوث كرده است، اين چيزى است كه من اطّلاع بر آن نداشتم، سپس به آسمان عروج كرد، و ديرى نگذشت كه با آيهاى از قرآن كه پيامبر ٦ را با آن دلگرم ميساخت فرود آمد، و آن آيه اين بود: «آيا در اين باره انديشيدهاى كه اگر ما سالها ايشان را از لذّات حيات متمتّع سازيم، و پس از آن عذاب موعود بر ايشان فرود