ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٧٨ - باب در بيان نماز جماعت و فضيلت آن
بسجود رود، ولى به آن سجده اعتماد نكند و بحساب نمازش نيست.
شرح: «يعنى برخيزد و ركعت بعد را اولين ركعت خود قرار دهد و تكبير اوّل را تكبيرة الاحرام خود قرار دهد و اعاده نكند».
و هر كه امام را در ركعت آخر نماز دريابد (پيش از ركوع يا در ركوع) پس فضل نماز جماعت را دريافته است.
و كسى كه امام را وقتى كه سر از سجده آخر برداشته و در حال تشهّد است دريابد فضيلت جماعت را درك كرده (لكن نماز جماعت را درك نكرده) أما اذان و اقامه بر او نيست.
شرح: «يعنى هنگامى كه امام در تشهّد آخر نماز است اگر انسان اقتدا كند تكبير گويد و بنشيند و نماز را امام تمام كند اين شخص تنها ثواب جماعت را درك كرده نه نماز را».
و هر كس امام را وقتى سلام نماز را خوانده و فارغ شده دريابد بايد، اذان و اقامه بگويد.
شرح: «مراد آنست كه در صورت تفرّق جمعيت و بهم خوردن صورت جماعت آن وقت براى شخص وارد اذان و اقامه شايسته است».
و جايز نيست براى يك نماز در مسجدى دو جماعت تشكيل شود.
شرح: «ظاهرا مؤلّف- رحمه اللَّه- انعقاد دو جماعت را در يكوقت و يك نماز در يك مسجد جايز نمىداند و اين حكم با دستورات اسلام سازگارتر است زيرا فرمود: «و لا تفرقوا» ولى دليل وى مدّعى را ثابت نمىكند».
١٢١٧- زيرا محمّد بن أبى عمير از ابى علىّ حرانى روايت كرده كه گفت: