ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٧ - باب در بيان نماز جماعت و فضيلت آن
كسى عوضى و دشمن آن حضرت است و پشت سر او نماز مكن، و هيچ كرامتى هم ندارد كه راه به نجات برد، مگر اينكه از روى تقيّه پشت سر او نماز كنى.
و پدرم- رضي اللَّه عنه- در رسالهاى كه برايم فرستاده گويد: پشت سر هيچ كس نماز مكن مگر دو كس: يكى آنكه به دين او اعتماد داشته باشى و به پرهيزكارى و تقواى او اطمينان كنى، و ديگر آن كسى كه از زور شمشير و خشم و هيبت او بيمناك باشى و بترسى كه شمشير و تازيانه در كار است شايد بر دين تو تشنيع كند و تو را متّهم به نداشتن مذهب نمايد، پشت سر چنين كسى از روى تقيّه و مماشاة نماز كن و براى خود آهسته أذان و إقامه بگو، و خود حمد و سوره را قراءت كن بدون آنكه به او اقتداء كرده باشى، و اگر پيش از امام از قراءت فارغ شدى يك آيه را از آخر سوره باقى گذار و با اذكار به تمجيد خداوند پرداز (غالبا اطلاق تمجيد الهى به ذكر لا حول و لا قوّة إلّا بالله مىكنند) و چون امام به ركوع رفت آن يك آيه باقيمانده از سوره را بخوان و با او به ركوع برو، اگر وقتى به نماز رسيدى كه چنانچه أذان و إقامه را بگوئى قراءت فوت شود و امام به ركوع رود، پس آنچه را كه امام از أذان و إقامه انداخته است خودت بخوان و ركوع كن، و هر گاه در نماز نافله باشى و اقامه نماز گفته شود پس نماز نافله را قطع كن و نماز فريضه را بخوان، و هر گاه در نماز واجب بودى و اقامه نماز گفته شد فريضه را قطع مكن بلكه نيّت را از فريضه به نافله نقل كن و دو ركعت سبك بخوان و سلام بده خود را به امام برسان مگر آنكه