ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٣١ - (باب فطره)
مسافر حجّ بود روايت كرده است، كه گفت: در نامهاى به خطّ پدرم به امام ابو الحسن ٧ نوشتم: فدايت شوم ياران ما در باره صاع اختلاف كردهاند، چنان كه بعضى از ايشان مىگويند فطره به صاع مدنى پرداخته مىشود، و بعضى ديگر مىگويند: به صاع عراقى احتساب مىگردد، پس امام ٧ براى من نوشت: صاع شش رطل مدنى و نه رطل عراقى است، و راوى گفت كه امام مرا خبر داد كه صاع از نظر وزن هزار و صد و هفتاد وزنه است- و وزنه چنان كه از روايت ديگر مستفاد مىشود يك درهم است
٢٠٦٤- و امام صادق ٧ فرمود: و كسى كه گندم و جو نيابد، «قمح» و «سلت» و «علس» و «ذرت» براى او كفايت مىكند.[١] و در صورتى كه شخص در بيابان باشد، و قدرت پرداخت صدقه فطره را نداشته باشد، مىبايد چهار رطل از شير به رسم صدقه فطره بپردازد. و هر كس كه به تغذيه خود از نوعى قوت عادت كرده باشد بايد فطره خود را از همان جنس تأديه كند.
٢٠٦٥- و محمّد بن قاسم بن فضيل بن بصرى، طىّ نامهاى از حضرت امام
[١] قمح در لغت به معنى گندم است، ولى از عبارت اين خبر معلوم مىشود كه اين نوع پستى از آن است و سلت نوعى از جو است كه پوست ندارد و شبيه گندم است، و علس بر وزن عدس نوعى از گندم است كه دو دانه آن در يك پوست قرار دارد، و آن طعام اهل صنعا است.