ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٠٨ - باب وجوب نماز جمعه و فضيلت آن و نيز چگونگى خطبه و نماز جمعه
و از استادمان محمّد بن حسن بن وليد- رضي اللَّه عنه- پرسيدم اين تهليلات (سه بار لا اله الا اللَّه) و تكبيرات (سه بار اللَّه اكبر) را كه رسم شده اين مردم پس از نمازها مىگويند چيست؟ گفت براى من چنين روايت كردهاند كه بنى اميّه رسم كرده بودند كه مردم پس از نماز جمعه، امير المؤمنين على ٧ را سه بار لعن كنند (العياذ باللَّه) و همه جا و در همه مجالس اين رسم عملى بود، تا زمانى كه عمر بن عبد العزيز بخلافت نشست آن را منع كرد، و گفت تهليل و تكبير اى مردم بعد از نماز ثوابش بيشتر است.
شرح: «چنان كه از مطاوى تواريخ و بعض كتب حديث استفاده مىشود بيش از هشتاد سال كه بالغ بر هزار ماه مىشود امير مؤمنان و مولاى متّقيان در پس هر نماز و بالاى هر منبر لعن مىشد و مردم آن را يكى از اعمال نزديككننده بخدا مىپنداشتند، و در مجلسى از مجالس دينى نبود جز آنكه اين عمل تكرار ميشد و تنها سجستان را از تمامى ممالك و شهرستانهاى اسلامى از گفتن لعن استثنا كردهاند با اينكه اهل آنجا همگى از خوارج مىبودند، و اين استمرار داشت تا اينكه عمر بن عبد العزيز اموى بخلافت رسيد و براى جلوگيرى از اين كار زشت و حرام چارهاى انديشيد و چنان كه ديار بكرى در «الخميس» نقل كرده مرد يهودى را پنهانى خواند و با او گفتگوئى كرد، و روزى آن مرد بدربار آمد و اظهار نمود كه عرض مختصرى با خليفه دارد، عمر بن عبد العزيز در حضور جمع درباريان حاجت او را پرسيد، وى گفت: اجازه مىخواهم كه دختر خليفه را براى پسر خويش خواستگارى كنم، خليفه و درباريان كه اين سخن را از مرد يهودى شنيدند با پرخاش و تندى او را مورد عتاب قرار داده، گفتند:
اى مردك تو از يهودى و مسلمان دختر به كافر نمىدهد، مرد گفت: اگر اين سخن درست است پس از چه رو رسول خدا دخترش را به على بن ابى طالب داد، حاضران با