ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٤٤ - (باب در بيان چگونگى نماز مخصوص طلبيدن باران)
گفت: سپاس و ستايش خداوند را كه گستراننده نعمتها و برطرفكننده غمها از دلها، و آفريننده جان و روان انسانهاست. خدائى كه آسمانها را پايه اورنگ عظمت خود، و كوهها را ميخهاى استواركننده زمين در برابر تنشها و فشار زلزلهها، و زمين را براى بندگان خود مهد آسايش و بستر آرامش قرار داد، و فرشتگان خود را بر جوانب آسمان و زمين، و حاملان عرش را بر بام آن دو بگماشت، و پايههاى عرش را بقدرت خويش بر پا داشت، و شعاع خورشيد را بمدد نور خود تابناك ساخت، و تاريكى شب تيره را با شعاع آن فرو پوشيد، و از زمين چشمهها، و از ماه نور، و از ستارگان درخشندگى برآورد، و آنگاه بر عرش عظمت و جلال برآمد، و جايگزين شد، و بكار آفرينش و اداره جهان پرداخت، آن را متقن و محكم نهاد، و هر چيز را در جاى خود و در حوزه حفظ و هيمنه خود قرار داد، پس كبر و غرور هر متكبّر در برابر او بخضوع گرائيد، و دست نياز هر تهى دست بينوا بسوى او دراز گشت. بار خدايا اكنون از تو بدرجه رفيع و منزلت منيع و احسان فراگير و وسيعت مسألت مىكنيم كه بر محمّد و آل محمّد درود و رحمت فرستى، در برابر آنكه او طوق طاعت تو را بر گردن نهاد، و خلق را بعبادتت فرا خواند. و به پيمان رسالتت وفا كرد، و احكامت را به اجراء درآورد. و نشانههاى رضاى تو را دنبال كرد. همان بنده و پيامبر و امين تو بر دين و رسالت تو بسوى بندگانت، و بپا دارنده احكامت، و مؤيد مطيعان و قاطع عذر