ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٠٤ - علت وجوب زكات
كه براى فقرا كافى باشد در اموال اغنيا مقرر داشته است،
و اگر ميدانست كه اين اندازه براى ايشان كفايت نميكند، هر آينه آن را افزايش ميداد، سختيها و تنگدستيهائى كه به فقرا ميرسد ارتباطى به فريضه خداى عزّ و جلّ ندارد، بلكه اين مشكلات از طرف كسانى به ايشان ميرسد كه از پرداختن حقّشان امتناع كردهاند، و اگر مردم حقوق فقرا را مىپرداختند، هر آينه ايشان به خوبى و خوشى زندگى ميكردند.
و اما فقرا (كه از مستحقّين زكات بشمار مىآيند) اهل زمانت[١] و نيازمندانند.
و مساكين نيازمندانى از غير اهل زمانند. و عاملين بر زكات، تحصيل داران زكاتند.
و سهم «الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ» بعد از رسول خدا ٦ ساقط است، و سهم متعلق به «الرِّقابِ» در راه كمك به بردگانى صرف مىشود كه توانائى پرداختن مال المكاتبه را نداشته باشند، و «غارمين» كه در آيه آمده وامدارانى هستند كه وام دريافتى خود را در راه حق و صحيح صرف كرده باشند، ولى كارشان به ورشكستگى كشيده باشد. و مقصود از «سَبِيلِ اللَّهِ» يا راه خدا جهاد است، و «ابْنِ السَّبِيلِ» كه در آيه آمده كسى است كه مأوى و مسكن ندارد، بمانند شخص مسافر و راهگذرى كه ناتوان باشد.
[١] زمانت، به فتح اول، در لغت بمعنى بيماريهاى با واگير، يا نقص عضو، يا از كار افتادن نيروهاى بدن است.