قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٥٤ - باب اول در نكاح
وقت بلوغ او، مستحب است، كه از امام صادق (ع) است: «از سعادت مرد اين است كه دخترش در خانه او حيض نبيند». و در خبر است: «به درستى كه دختران بكر به منزله ميوه روى درخت مىباشند، اگر ميوهها رسيدند و چيده نشدند آفتاب آنها را خراب مىكند و باد آنها را روى زمين مىاندازد و چنيناند دختران باكره در وقتى كه مىرسند به آنچه كه زنها رسيدهاند پس براى آنها دوايى نيست مگر شوهر نمودن». و مستحب است خواستگارى كه خلق و دين و امانتش مورد رضايت است و عفيف و صاحب گشايش در زندگى است، جواب ردّ به او داده نشود و به شرافت حسب و بلندى نسب نگاه نشود؛ حضرت على (ع) از پيغمبر (ص) نقل مىكند كه فرمود: «وقتى كسى پيش شما آمد كه خلق و دينش مورد رضايت شما بود به ازدواج او در بياوريد» حضرت على (ع) مىفرمايد: «گفتم: اى پيامبر خدا حتى اگر آن شخص نسبش پست باشد؟» پيامبر فرمود: «هرگاه كسى كه دين و اخلاق او را مىپسنديد نزد شما آمد به ازدواج او درآوريد، كه اگر چنين نكرديد فتنه در زمين و فساد بزرگى مىشود». ج ٢ ص ٢٥٧- ٢٥٨
مسأله ١٠- سعى در تزويج و شفاعت (واسطه شدن) در آن و راضى نمودن دو طرف، مستحب است. از امام صادق (ع) نقل شده است كه اميرالمؤمنين (ع) فرمود: «افضل شفاعتها اين است كه در نكاح بين دو نفر شفاعت كنى تا آنكه خدا بين آنها جمع نمايد». و از امام كاظم (ع) است كه فرمود: «سه نفرند كه در روز قيامت زير سايه عرش خدا هستند روزى كه هيچ سايهاى غير از سايه خدا نيست: مردى كه برادر مسلمانش را به ازدواج برساند يا به او خدمت كند يا سرّى را برايش كتمان نمايد». و از پيغمبر (ص) است: «كسى كه در ازدواج بين دو مؤمن كارى كند كه خداوند بين آنها جمع نمايد خداوند هزار حورالعين را به ازدواج او درمىآورد كه هر حورى در قصرى از درّ و ياقوت است و براى هر قدمى كه او در آن برداشته يا هر كلمهاى كه به آن تكلم نموده، عمل يك سال است كه شبهايش را (به عبادت) برخاسته و روزهايش را روزه گرفته است. و كسى كه در جدايى بين زن و شوهرش تلاش كند غضب و لعنت خدا در دنيا و آخرت بر او مىباشد و بر خدا حق است كه او