تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٣١ - سوره يس(٣٦) آيات ١٠ تا ١٩
را كج نمىكنند تا دلايل بينه را ملاحظه كنند و در اطراف خود نگاه نميكنند تا راه نجات را بنظر فكر در نظر آرند سوم آنكه مراد بآن وصف حال آخرت ايشانست از قبيل آيه إِذِ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ و ايراد آن بلفظ ماضى بجهت تحقق وقوع باشد و بنا بر اين معنى كلام بر حقيقت خود باشد چهارم آنكه اين معنى مخبر است از حال قريش كه هر گاه قصد ايذاى پيغمبر (ص) ميكردند استطاعت آن نداشتند كه بر وى نگرند چه جاى آنكه دستها را بگشايند و بايذاى او مشغول شوند چنان كه از ابن عباس منقولست كه روزى قريش با يكديگر گفتند كه هرگز نديديم خود را كه صبر كرده باشيم بر هيچ امرى مثل صبرى كه مينمايم بر آنچه از محمد (ص) بما ميرسد عاقلان ما را سفيه شمرد و پدران ما را دشنام داد و ما را عيب كرد و جماعت ما را متفرق ساخت و سب الهيه ما نمود و با اين همه وى را گذاشتهايم و او را هيچ نمىگوئيم پس با هم اتفاق كردند بر آنكه هر جا كه محمد (ص) را به بينيم هلاك كنيم و بهيچ باب دست از قتل او باز نداريم فاطمه (س) را خبر شد بخدمت پدر آمد و قطرات عبرات بر صفحات و جنات روان كرد حضرت كه فاطمه را گريان ديد فرمود كه
ما يبكيك
اى جان پدر چه چيز ترا بگريه آورده است فاطمه گفت اى پدر بزرگوار
ان القوم عزموا على ان يقتلوك
قريش عزم جزم كردهاند بر گشتن تو حضرت فرمود كه باكى ندار و قدحى آب بياور تا سلاح الوضوء كه سلاح المؤمن است در پوشم و دره عصمت نماز در بر افكنم پس وضو بساخت و قدم در مسجد الحرام نهاد آن گروه از هيبت او چشم نگشادند و از مهابت او ديده بر هم نهادند سيد عالم (ص) قبضه سنگ ريزه برگرفت و در روى ايشان انداخت و فرمود كه
شاهت الوجود
يعنى زشت باد روهاى شما بر هيچ كس از آن سنگ ريزهها چيزى نيامد مگر در روز بدر كشته شد
و حق سبحانه و تعالى بجهت قطع طمع پيغمبر از ايشان فرمود وَ سَواءٌ عَلَيْهِمْ و يكسانست بر ايشان أَ أَنْذَرْتَهُمْ بيم كنى ايشان را أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ يا بيم نكنى لا يُؤْمِنُونَ كه ايمان نخواهند آورد بجهت توغل ايشان در كفر و شرك و معنى تعلق علم الهى بعدم ايمان در اول سورة البقر سمت ذكر يافته و چون بر انذار ايشان نفعى مترتب نميشود از اين جهت حق سبحانه آن را مخصوص ساخت باهل ايمان و فرمود إِنَّما تُنْذِرُ جز اين نيست كه ميترسانى و بيم ميكنى بر وجهى كه منتفع به باشد مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ كسى را كه پيروى نمايد قرآن را و بسمع قبول مواعظ آن را بشنود وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ و بترسد از خداى بِالْغَيْبِ بآنچه از او پوشيده است از امور اخروى گويند مراد آنست كه بترسد از خداى در حال غيبت او از مردمان بر خلاف اهل نفاق و خلاف كه ظاهرا اظهار ايمان ميكنند و هر گاه كه از نظر مؤمنان